تبليغاتX
آسمونی تا بینهایت ...
وبلاگ رسمی مریم حبیبی و علیرضا جلولی

با سلام و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن 31 سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران که به حق میتوان گفت "پیروزی نور بر ظلمت، حق بر باطل و خون بر شمشیر".

یکی از دلایلی که منجر به دیر بروز کردن وبلاگ شده است، مشغله کاری و درسی دوست داران شماست. از شما به علت اینکه ما را از نظرهای خودتان بهره مند می فرمایید، سپاسگذاریم و از خداوند منان خواستار آنیم که همه ما را در راه انجام رسالت خطیر و مقدسمان در راه اعتلای فرهنگ حقیقت جویی - که سفارش موکد دین مبین اسلام است - یاری فرماید.

در ایمیل های فتنه گران دیده می شود که برای 22 بهمن میخواهند قشون کشی کنند و دوباره سراغ سطل آشغال شهرداری و گارد ریل اتوبان و... بروند و این حماسه 31 ساله را مخدوش کنند. همه فتنه گران خوب چشم های کم سویشان را باز کنند و گوش های کم شنوایشان را تیز کنند و بدانند که بعد از گستاخی روز عاشورا، همه حسینیان و عاشوراییان برای فرا رسیدن 22 بهمن لحظه شماری میکنند که درس فراموش نشدنی را به سگها و گربه های چشم به دست آمریکا و روباه پیر و اسراعیا آدمکش، بدهند. 22 بهمن امسال یک فرق دیگر هم دارد و آن اینکه بعد از حماسه ده ها ملیونی عاشوراییان، سران داخل و خارج فتنه را پاک گیج و منگ کرد و دارند هر روز عقب نشینی می کنند و تازه یادشان افتاده و فهمیده اند که با چه ملتی طرف هستند.

از این عقب نشینی سران داخلی استقبال می کنیم، اما این به این معنی نیست که بخشیده می شوند. همانطور که رهبری معظم فرمودند، جذب حداکثری داریم ولی قانون را در مورد هرکس که باشد اجرا می کنیم. این مثل این است که کسی تمام آبرو و جان و ناموس یک خانواده را مورد حمله قرار دهد و بعد از 7-8 ماه بفهمد که نه بابا، با دم شیر نمیشود شوخی کرد، بیاید و بگوید "باشد دیگر با آبرو و جان و مال و ناموس شما کاری ندارم و میروم دنبال کار خودم". حالا باید به اینها گفت: اون ممه را لولو برد که بخواهید سنگ پرت کنید و فرار کنید بروید پی کارتان. باید جبران تمام خسارات مادی و معنوی را که در این 7-8 ماه به نظام مقدسی که خون صدها هزار شهید پای آن ریخته شده، تقبل کنید.

سران خارجی فتنه هم وقتی دیدند که هر روز از تعداد فریب خوردگان نقاب دموکراسی ریزش کرد تا در روز عاشورا فقط یک عده کوردل و ناشنوا و عقده ای برایشان باقی مانده، و با آن عقل ناقصشان فهمیدند با مزدوران جیره بگیر خیابانی نمیتوانند به اراده این مردم حتی بگویند "بالای چشمتان ابروست"، حالا همه آن نقابداران خیابانی و چماق بدستان نافی امنیت عمومی و آتش زنندگان مسجد و قرآن و تخریب کنندگان بانکها و اتوبوسها و اماکن عمومی و حمله کنندگان به عزاداران حسینی و روزه خوران روز قدس و شعار دهندگان جمهوری ایرانی و نه غزه نه لبنان و ... را دعوت میکنند که در فضای مجازی و سایبر به مبارزه نرم با جمهموری اسلامی روی بیاورند تا آبروی ریخته شان، یک جورهایی جمع گردد و برای این آبرو ریزی یک بار دیگر 45 ملیون دلار جیره در نظر میگیرد. خداوند میفرماید: "فان حزب ا... هم الغالبون". مطمئنا آینده از آن گروهیست که برای خدا کار کند - دقت بفرمایید "کار کند".یعنی نگوید که بله، اسلام پیروز است و مملکت امام زمان است و ... ، نه منظور قرآن اینگونه کار کردن نیست، منظور این است که از مال و آبرو و حتی جان خودش برای مجاهدت در راه هزینه کند.

از همه شما برادران و خواهران عزیز و ارجمند بازدید کننده، انتظار میرود تا هر آنچه می توانید در فضای سایبر، نقاب از چهره کریه استکبار جهانی و دوست داران به ظاهر مسلمانش - مسلمان آمریکایی - برداشته تا لااقل قطره ای از خون شهدای اسلام - از صدر اسلام تا کنون - را جبران نماییم که اگر اینگونه نکنیم، شما بفرمایید؛ آیا در روز حساب، جواب دیگری در قبال خون هایی که ریخته شده تا ما و شما الان در آرامش در دانشگاه درس بخوانیم، داریم؟

و در آخر یک سوال را باید از خودمان بپرسیم و جواب هم بدهیم و آن اینکه: اگر ما واقعا معتقدیم و قبول داریم که مرگ خبر نمی کند - که نمی کند -  پس چرا هر لحظه آماده شهادت نباشیم؟

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 14:54  توسط مریم و علیرضا | 

عصر چهارشنبه گذشته (9/10/88) حواشی ساعت 17 ، زمانی که طبق معمول چهارشنبه­ها، دانشگاه شریف خلوت بود و این بار به دلیل شرکت عموم دانشجویان در راهپیمایی عظیم مردم در محکوم کردن هتک حرمت ساحت مقدس امام حسین(ع) در روز عاشورا، توسط عده­ای قلیل که هیچ زبانی غیر از زبان حیوانات وحشی را نمی­فهمند، دانشگاه خلوت تر از گذشته نیز بود. میلیشیای ضعیف النفس آن یزیدیان اسیر در چنگ بیگانگان دشمن اسلام که روز عاشورا را به جولانگاه حمله به عزاداران حسینی تبدیل کردند تا انتقام شکستهای پی در پی منطق مبتنی بر اصالت قدرت و ثروت و لذت و شهوت خود و اربابان غرب نشینشان را در برابر منطق پایه ریزی شده بر اساس عقلانیت و حقیقت و آزادگی و عدالت ملت بیدار ایران را بگیرند، -که الحمد لله مفتضح تر از همیشه سر افکنده شدند- محیط خلوت دانشگاه شریف را برای اجرای نقشه شوم خود که در طول جریانات روز عاشورا بود، مناسب دیده و در کمال بی ادبی و گستاخی به خیمه عزای حسینی – حسینیه امام خمینی(ره)- که توسط عاشقان اباعبدا... الحسین در هیات الزهرا(س) در طبقه همکف ساختمان ابن سینا برپا شده بود، حمله کرده و به آتش کشیدند. در خصوص این اتفاق ناگوار و مسائل پس از آن، نکاتی تامل برانگیز وجود دارد که در اینجا به آن اشاره می­کنیم:

1 – از ابتدای سال تحصیلی جاری، بی نظمی­ها و هتک حرمتهایی توسط تعدادی معلوم الحال ­-بی شمار!- در دانشگاه شروع شد که با توجه به وجه و اعتبار علمی و آکادمیک دانشگاه شریف، انتظار می­رفت کمیته انظباطی دانشگاه، بلافاصله و بر طبق قانون با خاطیان برخورد کرده تا دیگر کس یا کسانی، محیط حقیقت یابی دانشگاه را با چاله میدان محله­های پرورش یافته خود، اشتباه نگیرند و حق تحصیل در محیط آرام و علمی دانشگاه را از دانشجویانی که شب و روز خود را یکی کرده­اند و به دانشگاه شریف آمده­اند، سلب نکنند. متاسفانه مثل اینکه مسئولین کمیته انظباطی چنین دیدی نداشته و ندارند و اصلا این مسائل برای این کمیته اهمیت ندارد؛ چرا که اصولا مدیری که نداند در دانشگاه چه خبر است، نمی­تواند نسخه مناسبی برای نظم و انظباط آن بپیچد. این مسامحه کاری با قانون شکنان، تا بدان جا پیش رفت که کمیته انظباطی حکم خودش -یک ترم تعلیق برای بانیان اصلی- را هم پس بگیرد و معلوم شود که از کمیته مورد اشاره، جز اسم، چیز دیگری باقی نمانده است و از این به بعد، همه به ریش کمیته انظباطی بخندند و با کنایه بگویند "کمیته تشریفاتی".

این نوع برخورد با عاملان هتاکی به ارزش­ها و شخصیت­های نظام مقدس جمهوری اسلامی، نهایتا این مجوز را به آن کور دلان زخم خورده از مکتب امام حسین(ع)، داد تا تیشه از جنس موم خود را به ریشه تنومندترین درخت مکتب بشری که با خون میلیون­ها انسان آزاده نزدیک به 1400 سال است آبیاری می­شود، بزنند و ماهیت شیطانی خود را بیش از پیش برای حقیقت طلبان عرصه دانشگاه آشکار کنند. در این مورد کمیته تشریفاتی انظباطی باید صریحا پاسخگو باشد که با چه منطقی سکوت اختیار کرده و خود را به نفهمی زده است.

2 – شکی نیست که هر مسئله­ای در دانشگاه اتفاق بیفتد، رئیس دانشگاه باید پاسخگو باشد. این کاملا درست است که در دانشگاه مدیران بسیاری از جمله رئیس نهاد، معاونت فرهنگی-دانشجویی و رئیس حراست باید در مورد نحوه عملکرد خود در حیطه مسئولیتشان پاسخگو باشند که مجال پرداختن به آن در این نوشته نیست، اما همه این موارد نافی مسئولیت ریاست دانشگاه نمی­شود. سوال از دکتر سهراب پور این است که واقعا چرا برای برقراری نظم در دانشگاه، شک دارند؟ آیا با این هتاکان تعارف دارند؟ آیا جای کسی که به قول خود ایشان دیوانه روانی است، در تیمارستان نیست؟ به نظر شما خواننده عزیز! اگر چرخ اتومبیل حامل آقای پرفسور تیلور یا روئسای دانشگاههای آمریکا هم در دانشگاه شریف توسط کسی پنچر می­شد یا شیشه­اش می­شکست، برخورد ریاست دانشگاه اینگونه بود که با هتاکان به نظام، اسلام، امام(ره)، رهبری و ساحت مقدس امام حسین(ع) است؟ مگر غیر از این است که دلیل بخشش تعلیق خوردگان را عدم تکرار حرمت شکنیشان اعلام کردند؟ پس چرا دوباره و چندباره این حرمت شکنی­ها را در ایام 16 آذر هم تکرار کردند؟ پاسخ روشن است: این افراد برای ریاست و سایر مسئولین دانشگاه اعتباری قائل نیستند که بخواهند به تعهدشان عمل کنند. پیش از این اعلام کرده بودیم که آقایان مسئول در دانشگاه شریف، کاری نکنند که کاسه صبر دانشجویان دلبسته این نظام و امام(ره) و رهبری، لبریز شود. این دانشجویان که تا به حال از خود خویشتن داری به خرج داده­ و به حرمت قانون دانشگاه، صبر کرده­اند، زمانی که احساس تکلیف کنند، دیگر منتظر عملکرد هیچ مسئولی در دانشگاه نشده و به بند "میم" وصیت نامه امام(ره) عمل کرده و طومار هر مزدوری را که از دانشگاه صنعتی شریف به نفع دشمنان تابلودار نظام و اسلام بهره­برداری می­کند، بهم خواهند پیچید که بطور قطع دیگر فرصتی نیز برای پاسخگویی مسئولین مسامحه کار و زمینه ساز چنین بی­حرمتیهایی باقی نخواهند گذاشت.

3 – سخن آخر هم با همه کسانیست که ادعا دارند در خط سبز ولایت بوده و زیر پرچم سرخ حضرت ثارا...(ع) سینه می­زنند. بارها و بارها و در خلوت و آشکار، خطاب به امام حسین(ع) جمله "یا لیتنا کنا معک" را با خود زمزمه کرده­ایم، اما آیا به راستی همانی هستیم که شعار می­دهیم؟ یکی از بزرگترین درس­های عاشورا که 1370 سال است تدریس می­شود، آزادی و آزادگی است که در جمله "هیهات من الذله" خلاصه می­شود. آیا نباید این سوال را از خودمان بپرسیم که بلاخره خط قرمز ما برای جریان هتاک به تمام آرمان­های اسلام و امام(ره) و رهبری، کجاست؟ آیا باید منتظر یک حادثه وقیح­تر و بی­شرمانه­ تر از آتش زدن خیمه عزاداری امام حسین(ع) باشیم؟

اف به او که خود را حسینی می­داند و ساکت است، اف به کسی که برای حسین(ع) سینه می­زند و از ترس سیلی خوردن میدان را خالی می­کند. امام خمینی(ره) این اسلام را اسلام آمریکایی میداند و ما را که مدعی خط امام(ره) هستیم از این اسلام برحذر می­دارد. این موضع منفعلانه از طرف مسئولان دانشگاه­ و این خویشتن داری بیش از حد دلبستگان اسلام، هر روز و هر روز، گستاخان را گستاخ تر کرده و شائبه این را در دلها به وجود می­آورد که اظهار ارادت ما به این مکتب و خود را فرزند روح­ ا...(ره) خواندن، لافی بیش نیست. چرا که خیلی­ها در زمان حسین(ع) بودند که وقتی شیپور جنگ با باطل زده شد، همه اسلام و مسلمانیشان را از ترس هزینه کردن خود، رها کردند و شدند "اهل کوفه". باید با خود بیاندیشم که واقعا اگر ما در زمان آن امام(ع) بودیم، در کدام طرف قرار می­گرفتیم و شاید ناطق این جمله باشیم که "خدا را شکر که ما در کربلا نبودیم!!!"

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 دی1388ساعت 4:4  توسط مریم و علیرضا | 

نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشچویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف به علی لاریجانی

بسمه تعالی

آقای علی لاریجانی!

هنوز از جنایات وحشیانه "حسنی نا مبارک" و رفقای صهیونیستیش بر علیه مردم بی دفاع غزه، یک سال نگذشته و هنوز کفن بیش از 1400 نفر از مردم مسلمان غزه خشک نشده، که شما مشتاقانه و لبخند بر لب به دیدار شریک جرم قاتلین آنها رفتید و جالبتر آنکه نتایج این دیدار را مثبت هم ارزیابی می­کنید! مگر نه این است که امام(ره) فرمود: اسرائیل غده سرطانیست و باید از بین برود؟ و مگر نه این است که "حسنی نا مبارک" یکی از سران مثلث خیانت به مسلمانان (مصر، عربستان و اردن) است که مجوز هجوم اسرائیل به قربانگاه مردم غزه را صادر کرد؟

آقای لاریجانی!

اف بر شما که دست خود را در دستی قرار دادید که آلوده به خون زنان و کودکان مظلوم غزه است، اف بر شما که به ملاقات "کافری حربی" رفتید که مصداق شمرذی­الجوشن زمان است که راه غذا و دارو را بر مردم بی دفاع و مستضعف غزه بسته است و این ایام چه تناسب کاملی است، میان یزیدیان سال 61 هجری در کربلا و یزیدیان سال 1431 در فلسطین.

پس آقای لاریجانی!

باید بیایید و توضیح دهید که با چه قراعتی از منطق امام(ره)، دست خود را در دست نجس این خائن که حتی خون مردم مصر از سیاست­های ضد اسلامی و ضد انسانی او به جوش آمده، گذاشته­اید؟ شما باید بهتر بدانید که جمهوری اسلامی ایران برای دوام و پیشرفت گفتمان خود که مبتنی بر منطق اسلام ناب محمدی(ص) است، نیاز به هم نشینی با سرسپردگان اسرائیل و آمریکا که ندارد هیچ، که اتفاقا اعلام بیزاری از اینگونه عناصر خود فروخته و خائن را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود می­داند؛ آیا شما این را نمی­دانید؟ زعم ما این است که شما بر این مسئله اشراف کامل دارید، اما آنچه که بعضا باعث این نوع حرکات از سوی شما می­شود، ترجیح موقعیت و منافع سیاسی شخصی و گروهی به منافع نظام و این بار مردم مظلوم غزه، است.

حضرت آقای لاریجانی!

شما برای شرکت در جلسه مشترک با روئسای مجالس تعدادی از کشورها مجبور بودید که به مصر سفر کنید، اما آیا برای دیدار و جلسه با آن شیطان صفت هم مجبور بودید؟ آیا نمیدانید دوست دشمن خدا، دشمن خداست؟ شما به نمایندگی از همه مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی و از پول بیت المال به ملاقات ممنوعه­ای رفتید که دل هر مسلمان و آزاده­ای را آزرد. مثل اینکه برای شما "شخصیت سیاسی دائم در رسانه" یک اصل است که باید به هر قیمتی تامین شود و به همین دلیل است که برای خود دایره­المعارف واژگان و اصطلاحات سیاسی سفارش می­دهید. رسانه­ای بودن برای رئیس مجلس یک نقطه قوت است، اما نه به هر قیمتی! نه به قیمت نادید گرفتن اراده ملتی که با رای آنها به این مقام رسیده­اید! البته این اولین باری نیست که شما منافع ملت را ندید می­گیرید و به یک دندگیتان اصرار می­ورزید؛ آن اظهار نظر دوگانه در مورد حوادث پس از انتخابات و دفاع از کسانی که بازیگردانان اصلی آن حوادث تلخ بودند و آن نوع برخورد سیاسی با طرح هدفمند کردن یارانه­ها و... جزء مسائلی هستند که طریقت شما را به خوبی بازگو می­کند و اگر همه آنها به فراموشی سپرده شوند، ملاقات با شریک اسرائیل و دست در دست وی گذاشتن، برای همیشه لکه سیاهی بر کارنامه سیاسی شما خواهد بود ضمن اینکه باید در پیشگاه احدیت پاسخگو باشید.والعاقبه للمتقین

انجمن اسلامی دانشچویان مستقل

دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 8:34  توسط مریم و علیرضا | 

باز هم درد جان­سوز توهین به بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، امتداد روزهای معاش و روزمرگی­مان را به زجرهای صدر اسلام پیوند زد و در کف همین دانشگاه­ها و در دل اُمُ­القرای جهان اسلام دیدیم که باز هم متأسفانه به نام اسلام و ذیل پرچم سبز اهل بیت، به امام ما توهین شد.

قدسیت ­زدایی از ساحت ولایت و عرفی­سازی جایگاه ولی امر، خط ثابت همه­ی جریان­های مخالف و معاند اسلام، نظام اسلامی و کرامت انسان است که محور حرکت سرسپردگان ولایت طاغوت در سراسر تاریخ، از رجم شیطان تا همین چند روز پیش و امروز و فردا بوده و خواهد بود و از آغاز این انقلاب نهایی حق علیه باطل نیز، بر پایه­ی رهنمودهای شیطانی امثال فوکویاما در سه کنفرانس تورنتو، واشنگتن و اورشلیم، هسته­ی کانونی تحرکات آخرین موج جریان باطل را تشکیل می­دهد. رؤیای واتیکانیزاسیون ولایت فقیه، دقیقاً از جنس همان توهماتی است که در بدمستی­های پس از مصرف مشروبات الکلی به افراد دست می­دهد و هیچ مابه­اِزایی در مُلک و ملکوت هستی نداشته و نخواهد داشت. گسترش دامنه­ی توهین و هتاکی به ساحت امام راحل، خمینی کبیر(ره) در جنب و جوش­های جسد در حال احتضار رفورمیسم داخلی، نمودار دقیق میزان بهای ولایت مطلقه­ی فقیه، خط امام(ره) و اصول انقلاب در نزد سردمداران سوخته و بدنه­ی فریفته­ی این جریان می­باشد و چه خوب معیاری است برای قضاوت.

روزی که در دانشگاه این کشور به امام(ره) توهین شود، اگر دانشجوی باغیرت بمیرد، رواست. اینکه امروز اندک قطراتی ناخالص از اقیانوس مواج و جوشان جامعه دانشگاهی ایران اسلامی پهناور، بدون کمترین هزینه­ای به خود جرات می­دهد به تمام آنچه برای این ملت مسلمان، مقدس است، توهین کند و خط قرمزها را بشکند، بنظر می­رسد ناشی از دو دلیل است؛ اول اینکه ما دانشجویان و اساتید مدعی دفاع از آرمان­های امام(ره)، در راه و هدف خود، آنطور که ادعا می­کنیم، مصمم نیستیم که این سخن از حضرت روح­ا...(ره) می­تواند برای ما که خود را دایه­دار امانات اسلام در دانشگاه می­دانیم، مفید باشد و آن اینکه "فقط و فقط به خاطر رضای الهی کار کنید" که یعنی انسان ذاتا فراموشکار بوده و لازم است دائما بخود این تلنگر را بزند که "تا رسیدن به خدا راهی بجز عبور از خود نیست". دوم آنکه مسئولین دانشگاهی(در همه مراتب) به وظیفه قانونی خود بعنوان مسئول پیشرفت و تعالی علمی، فرهنگی و سیاسی دانشگاه، آنطور که باید، عمل نمی­کنند که باید از ایشان پرسید چرا؟ چه عاملی باعث می­شود در مقابل اهانت به ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران، توسط جمع قلیلی معلوم الحال، سکوت پیشه کنید و هیچ نگویید؟ امثال کسی که به سبک ارباب دهه 60 خود، حاضر شد تمام اعتقادات پوچش را با پوشیدن مقنعه و چادر، به باد هوا بدهد، چه مصونیتی پیش شما دارند؟

بد نیست یک بار دیگر به خود آییم؛ کسانی که دیروز با امام(ره) مشکل داشتند، امروز خط امام(ره) را هدف تیرهای آغشته به زهر نفاق کرده­اند. از قانون اساسی و وحدت دم می­زنند و قانون شکنی می­کنند و تفرقه می­افکنند، عکس شهدا را می­گیرند و عکس شهدا عمل می­کنند. مگر خمینی بت شکن نفرمود "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد"؟ براستی امروز باید این سوال را از همه آنانی که ادعا می­کنند پیرو ولایت هستند، پرسید که چقدر به این وصیت امام(ره) عمل کرده­اید؟ مسئله­ی امروز ما، سکوت بیت امام(ره) و جهت­گیری معنادار مؤسسه­ی حفظ و نشر آثار امام(ره) و بخشی از منتسبان به حضرت امام(ره) نیست(که آن مجالی دیگر می­طلبد)، بلکه دغدغه و مسئله­ای که بر قلب ما سنگینی می­کند، قبح­زدایی از حیاتی­ترین رکن اسلام و تفکر شیعه در 1400 سال گذشته است که درست در مقابل چشمان ما و ذیل رنگ منتسب به ائمه­ی معصوم(ع) صورت می­گیرد؛ مسئله­ی ما عینیت یافتن نفاق است. اگر نشستیم و دیدیم که باز هم حکمبت ناروای اشعری­مسلکی در کار است و امام حاضر بر مثابه­ی امام حسن(ع)، به سمت قعود در ساباط پیش رفت و عده­ای جام زهر تعارف کردند، آیا در عقبا، پاسخی برای این سهل­انگاری خواهیم داشت؟ مگر نمی­دانیم که فَضَّلَ ا...ُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا !؟

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف، تاکید می­نماید که دیگر راه و چاه برای آنان که اهل تصمیم­ هستند، روشن است و نیز دیگر بهانه­ای از طرف کسانی که پست و مقامشان را از امام(ره) و خط امام(ره) دارند، پذیرفته نیست. وقت آن رسیده است که آنان که ادعای خط امام(ره) را دارند، موضع خود را با خنجر به دستان پنهان شده در هر کسوتی، روشن نمایند.

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب *** گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز

گر چه نیکان همگی بار سفر بر بستند   *** شیرمردی چو علی خامنه­ای هست هنوز

گر امام شهدا نیست کنون در برمان              *** خلف صالح و مظلوم، علی خامنه­ای هست هنوز 

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 4:46  توسط مریم و علیرضا | 

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف پیرامون قطعنامه­ی 27 نوامبر هیأت حکام آژانس بین­المللی انرژی اتمی در مورد برنامه­ی هسته­ای صلح­آمیز کشورمان:

یک بار دیگر لباس­های ظاهرفریب پوشانده شده بر قامت نارعنای آژانس بین­المللی انرژی اتمی فروافتاد و همه­ جهان و جهانیان، این ملعبه­ دستگاه سیاست خارجی شیطان را، لخت و عریان و آن چنانی که حقیقت دارد، نظاره کردند تا به طور شفاف، نسبت این سازمان به اصطلاح بین­المللی، به عنوان یکی از ابواب جمعی لشکر سیاست خارجی ایالات متحده، انگلیس و اسرائیل، با شکل نوین استعمار و جهان­خواری مشخص و اثبات شود.

قطعنامه­ی اخیر هیئت حکام آژانس بین­المللی انرژی اتمی پیرامون برنامه­ی هسته­ای کشورمان، یکی از همان نقطه­های کلیدی برملاکننده­ تناقضات پایه­ای غرب بود که به طور دقیق نشان داد، این همه اردوکشی و گردن­کشی­های نظامی کشورهای محوری حوزه­ی استکبار، نه تنها از سر دلسوزی برای بشریت نیست، که صرفاً و صرفاً برای به قلاده کشیدن ملت­ها و انسان­های آزاده و آزادی­خواه جهان است. ماهیت، غایت و فلسفه­ وجودی آژانس بین­المللی انرژی اتمی و حکّامش و نیز سایر سازمان­های ظاهراً بین­المللی را به خوبی می­شود از سفیدی میان خطوط این قطعنامه دریافت: « انحصاری کردن علم و تکنولوژی استراتژیک و به استعمار کشیدن اکثریت انسان­ها و ملت­های مستضعف عالم برای خوشگذرانی و خرسندخاطری یک اقلیت تمایزطلب مستکبر».

مهمترین خصوصیت این اندک­جماعت رو به انتها این است که گمان می­کنند با چماق کردن چند قطعنامه و تحریم و قیل و قال پوچ رسانه­ای می­توانند هویج مسموم خود را به خورد امت ره­یافته­ ایران اسلامی داده و مرکز جبهه­ مقاومت مقدس از آزادی و مقام خلیفه­اللهی انسان را، از پای در آورند اما الحَمدُ لله جَعَلَ اَعدائَنا مِنَ الحُمَقا. یخ هیمنه­ سست تمدن آمریکایی، قطعنامه­قطعنامه، آب خواهد شد و آنچه می­ماند، در یک سو، خواری و ناتوانی آنانی است که کدخدایی آمریکا بر دهکده­ جهانی را رؤیاپردازی کرده و آرزوی محالش را دارند و در سوی دیگر، عظمت و عزت مردمان آزاده­ای است که خوی ایستادگی، سربلندشان کرده است.

قطعنامه­ی تبلیغاتی 27 نوامبر 2009 هیأت حکام، کفی بر روی دریای زلال خواست­های حقیقی و حقانی ملت ایران بود. اعتماد مردم ایران به این نوع سازمان­ها از بین رفته است و آن حکام مفلوک باید بدانند که دیگر از این به بعد، باید در پازل این ملت باهوش و قدرتمند بازی کنند و آن چیزی جز منطق حضرت روح­الله(ره) نیست. با نگاهی به امضاء کنندگان این کاغذپاره مجعول و سیاسی جریان تحت نفوذ امپریالیسم جهانی، نام هر 6 کشور مذاکره کننده در گروه کذایی 1+5 ، در این لیست دیده می­شود؛ و حال، دیگر بهانه­ای برای حفظ عزت و اقتدار و سربلندی کشور عزیزمان در زیر یوق این میز ذلت بار و عضویت در آن آژانس صهیونیستی، وجود ندارد. باید یاد آن مثل عبرت آموز فارسی افتاد که ” جلوی ضرر را هر وقت که بگیری، فایده است“. زین پس با عضویت در NPT ، دیگر زمان به سود ملت ایران نیست و فقط راه قانونی فشار بر سلب حق مسلم هسته­ای جمهوری اسلامی ایران، برای گرگ­های تشنه به خون بشریت باز است. شمارش معکوس برای دولتمردانی که تابلوی خط امام(ره) و رهبری را بدست گرفته­اند، جهت خروج از پیمان با پیمان شکنان، از همان آغاز مسئولیتشان، شروع شده بود و امروز دیگر این فرصت به پایان رسیده است.

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف، به عنوان عضو کوچکی از جامعه دانشگاهی ایران، یک دقیقه عضویت در پیمان NPT و یک ثانیه مذاکره با گروه 1+5 خائن، از سوی مسئولان امر را، برگشت به دوره استعماری گذشته دانسته و هشدار می­نماید اگر در این زمینه، از سوی دستگاه­های مسئول، کوتاهی صورت بپذیرد، ضمن اینکه باید در پیشگاه خداوند پاسخگو باشند، برای همیشه در کتاب قطور تاریخ این کشور متمدن به ننگی از آنان یاد خواهد شد.

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 20:2  توسط مریم و علیرضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خداوندا!
از تو میخواهیم که حق را در جوهره کلاممان قرار دهی.
معبودا!
برای تو می نگاریم چرا که می اندیشیم که می توانیم با فریادهای قلممان سخن حقی را به گوش های فارغ از درد برسانیم که طالبان حق خود گوش شنوایی دارند.
از تو میخواهیم هرگاه از سخن حق باز ماندیم و حقی در میان کلاممان نبود ما را از کوره راههای رفته بازگردانی و به صراط مستقیم خویش رهنمون سازی.
آمین یا رب العالمین

نوشته های پیشین
هفته دوم بهمن 1388
هفته سوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
پیوندها
مقام معظم رهبری (حفظه الله)
دکتر محمود احمدی نژاد
کامران نجف زاده
سیدمرتضی آوینی
سفید مثل شب (الهام ربیعی)
دو کلمه حرف حساب
خبرنامه دانشجویان ایران
پس از طوفان
ما کجاییم
نوشته های بی صدا
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
لطفا اینجا چرت نزنید
پیام فضلی نژاد
ادواردو
عفاف
انجمن اسلامی یزد
آشفته بازار
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل
جوجه تیغی
غروب قابیل
روشنفکر مستقل
اسرافیل
تسنیم
آیین مهربانی (زهرا عسگرزاده)
نادر طالب زاده
علیرضا غزوه
ارغوانی ها
تا بینهایت
کوچه باریکه
لطفا در این مکان توقف کنید
اعترافات یک مجرم
کرامات شهدا
خبرهای داغ داغ داغ! نسوزی!
گشت نامحسوس میان اصلاح طلبان
برای هیچ کس
فریاد عدالت
زمبور
فرزند آدم
موج مرده
حاجی بازاری
تریبون آزاد
پاتوق بچه مثبتها
حسن رحیم پور ازغدی
عباس سلیمی نمین
هرمنوتیک
یادداشت های یک نسل سومی
مطالبه
راوی عشق
قلم رنجه
نامحرمانه
كتوني
محراب انديشه
طوفان
پاییز انتظار (زهرا خلیل زاده)
صدای عدالت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM