...آسمونی تا بینهایت

امروز 36 سال از رفتن آخرین پادشاه سلسله 2500 ساله سلطنت در ایران می‌گذرد. کمتر از یک ماه پس از خروج محمدرضا پهلوی، انقلاب اسلامی ایران پیروز شد. مردم رنج کشیده ایران که نسل‌ اندر نسل تحت سلطه نظام تبعیض آمیز شاهنشاهی، از عدالت اجتماعی محروم بودند، با دادن هزینه‌های فراوان جانی و مالی و به رهبری هوشمندانه امام خمینی(ره)، توانسته بودند عظیم‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب تاریخ را در حساس‌ترین منطقه ژئوپولتیکی جهان به پیروزی برسانند.


آنها امید به این داشتند که با پایان سلطنت و استقرار نظام جمهوری اسلامی، تبعیض‌های ظالمانه و رانت‌های گسترده اقتصادی و اجتماعی و سیاسی که در دوران پهلوی به درباریان و شاهزادگان تعلق می‌گرفت، جای خود را به عدالت اجتماعی بدهد تا دیگر نه اینکه کسی به صرف پسر فلانی بودن، دختر فلانی بودن، داماد فلانی بودن، عروس فلانی بودن، برادر فلانی بودن، خواهر فلانی بودن برای خود حق ویژه قائل نشود، بلکه حتی خود شخص مقامات و مسئولان کشور باید در صف اول مبارزه با چنین پدیده‌ای بایستند.

دهه اول انقلاب که دوره تثبیت آن بود و فضای جنگ، فضای غالب بود، به واسطه حضور شخص امام(ره)، این انتظار تا حدودی برآورده شده بود. بعد از دهه اول انقلاب و شهادت و درگذشت شماری از انقلابیون نسل اول، کم‌کم فرزندان آنها بزرگ شدند و با این ذهنیت که مقام و جایگاه پدر به صورت موروثی به فرزند منقل می‌شود – آنچنان که در رژیم سلطنت مرسوم بود – خود را دارای حق و امتیاز ویژه دانستند.

بخش دیگری از انقلابیون نیز که پس از دهه اول صاحب مقام و جایگاه حکومتی شدند، آنچنان از آن منش رفتاری و سبک زندگی اسلامی و ساده زیستی انقلابی فاصله گرفتند که دیگر اثری از آن در تربیت فرزندان دیده نشد. به ظاهر زندگی آنها که نگاه کنید با زندگی یک مقام نظام سرمایه‌داری تقریبا هیچ فرقی نمی‌کند الا یک تابلوی «و ان یکاد» بر دیوار منزل.

رانت خواری یعنی اینکه پسر فلانی با نام پدر نماینده مجلس می‌شود، اینکه برادر فلانی با نام او عضو شورای شهر می‌شود، اینکه پسر فلانی هر جرم امنیتی و اقتصادی که شدنی باشد را انجام می‌دهد و پشتش به پدر گرم است، اینکه پسر فلان دیپلمات در آمریکا زندگی و کار می‌کند، اینکه دختر برادر فلان رئیس جمهور با بورس در آمریکا تحصیل می‌کند، اینکه شوهر فلانی رانت واردات پنزین را دریافت می‌کند، اینکه داماد فلانی می‌شود رئیس بیمارستان، همسر فلانی کارشناس ارشد نخوانده دکتر و استاد دانشگاه می‌شود، اینکه فرزندان فلانی اقامت انگلیس دارند، اینکه داماد فلانی با بودجه دولتی رفته هلند و برنمی‌گردد و صدها و هزاران مورد دیگر. اینها یعنی ما هنوز میراث‌دار شاهزادگی هستیم. 

امانوئل اتولنگی، پژوهشگر ارشد «بنیاد دفاع از دموکراسی» آمریکا به نکته‌ای جالب اشاره کرده بود که مقامات سیاسی ایران شعار مبارزه با غرب می‌دهند و در عین حال فرزندان خود را برای تحصیل و کار و زندگی به غرب می‌فرستند. او با اشاره به محدودیت‌ها و مشکلات فراوان مردم عادی ایران برای سفر و تحصیل در غرب می‌پرسد که «چرا فرزندان رهبران حکومت جمهوری اسلامی با چنین محدودیت‌هایی از طرف کشورهای غربی مواجه نمی‌شوند؟». امروز حدود 400 نفر از فرزندان مفامات کشوری ایران در انگلستان تحصیل می‌کنند.

نکته دیگر این است که معمولا خانواده‌های مقامات و شخصیت‌های سیاسی فقط با جنس خودشان ازدواج می‌کنند. یعنی دختر فلان وزیر می‌شود عروس فلان نماینده مجلس و پسر فلان دیپلمات می‌شود داماد فلان آیت‌الله و دختر فلان وکیل می‌شود می‌شود عروس فلان سفیر و... که این در هم تنیدگی فامیلی در حوزه سیاست و قدرت، خود بر این ویژه خواری و رانت خواری شدت می‌بخشد.

البته هستند بخش کوچکی از مقامات و مسئولان کشوری که زندگی شخصی و خانوادگیشان همچون مردم عادی است و فرزندانشان هم مثل فرزندان مردم عادی زندگی می‌کنند. جمهوری اسلامی اگر می‌خواهد همچنان الهام بخش مبارزان و آزادیخواهان جبهه مقاومت باقی بماند، باید تکلیف خودش را با پدیده آقازادگی روشن کند و چون در ایران قدرت از طریق آراء عمومی کسب می‌گردد، این مهم باید به اگاهی عمومی برسد و این وظیفه اهالی رسانه و نخبگان و صاحبان نفوذ کلام در جامعه است.
نوشته شده در شنبه 27 دی1393ساعت 13:42 توسط مریم و علیرضا|

مراسم پیاده روی اربعین که با جمعیتی بالغ بر 20 میلیون نفر برگزار شد و چندین رکورد تاریخی را جابجا کرد، تاکنون از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است و در آینده نیز باید ادامه داشته باشد. مثلا اینکه میزان آمادگی نیروی انتظامی، وزارت راه، هلال احمر و سایر خدمات دهنده‌های بزرگ کشوری در مراسمی با مقیاس چند میلیونی و با فرمول متفاوت (پیاده روی)، چه اندازه است.

آنچه که تاکنون به آن پرداخته نشده است، کارنامه اپراتورهای تلفن همراه ایران در این مراسم میلیونی است. بیش از یک میلیون و سیصد هزار نفر از ایران در این مراسم شرکت کردند که قاعدتا از سه اپراتور همراه اول، ایرانسل و رایتل خدمات نسل سه تلفن همراه دریافت می‌کنند. آنهایی که از حجم بالایی از خدمات نسل تلفن همراه استفاده می‌کنند و در این مراسم شرکت کرده بودند، از خدمات برون مرزی اپراتورهای تلفن همراه ایرانی به هیچ وجه راضی نبودند. این در حالی است که هر سه اپراتور تلفن همراه به صورت روزانه در تبلیغات تلویزیونی از خدمات بین‌المللی خود به میزان فزاینده‌ای سخن می‌گویند.

یکی از زائران می‌گوید قبل از سفر اینترنت همراهم را به میزان 25 هزار تومان شارژ کردم که برای پیاده روی اربعین از مزایای داشتن اینترنت همراه بهره‌مند باشم اما نه تنها نتوانستم هیچ استفاده‌ای از خدمات نسل سوم همراهم بکنم بلکه در کمال تعجب پس از سفر کل مبلغ شارژ اینترنتم مصرف شده بود. واقعیت تلخی که همه خدمات گیرنده‌های ایرانی نسل سوم تلفن همراه به آن اذعان دارند. او می‌گوید کسانی که می‌خواستند حتما اینترنت همراه داشته باشند، در آن طرف مرز مجبور بودند سیم‌کارت عراقی خریداری کنند و از خدمات نسل سوم اپراتورهای عراقی بهره ببرند.

اما این ظاهر ماجراست. آنچه که در پس پرده این اتفاق روی می‌دهد، فراتر از این حد است. واقعیتی که همه آگاهان به آن معترفند این است که اربعین 20 میلیونی امسال از سوی رسانه‌های جهانی اعم از رادیویی و تلویزیونی و مکتوب و مجازی، تقریبا به صورت باور نکردنی‌ای، سانسور شد که اگر از همه رکوردهای جهانی اربعین که بگذریم، همین رکورد رسانه‌های غربی و دنباله‌های منطقه‌ای و بعضا داخلی آنها در خلق «بزرگترین سانسور تاریخ» منحصربفرد است.

البته طبیعتا گلایه‌ای به رسانه‌های غربی که در سیطره صهیونیسم جهانی هستند، نیست. آنها کار خودشان را بر اساس راهبرد مشخص و آشکار خودشان دنبال می‌کنند و اگر جز این می‌کردند جای تعجب داشت. این ما هستیم که خودمان، خودمان را سانسور می‌کنیم. واقعیت این است که اپراتورهای تلفن همراه ایرانی نتوانستند زیرساخت ارتباطات مجازی زائران اربعین حسینی را فراهم کنند که در هر لحظه و ساعت این ایام، صدها و بلکه هزارا سورژه رسانه‌ای و اجتماعی توسط میلیون‌ها نفر خلق می‌شد.

تصور کنید اگر خدمات نسل سوم تلفن همراه در اختیار زائرانی که در مسیر پیاده روی در هر لحظه سوژه‌های ناب و منحصربفردی را مشاهده می‌کنند که دارای پیام‌های متفاوت و بکر و جذاب به بشر امروزی که تشنه ارزش‌های اخلاقی است، قرار داشت، آنها می‌توانستند بلافاصله این سوژه را شکار و به صورت آنلاین در اختیار میلیون‌ها مخاطب در شبکه‌های اجتماعی موبایلی قرار دهند که در اقصی‌نقاط جهان به هم متصل هستند که امکان فیلتر و سانسور کردن آن نیز توسط امپراطوری دروغ پراکنی غربی مشکل بود. اما به علت ناتوانی خدمات دهنده‌های تلفن همراه ایرانی در فراهم نمودن این زیرساخت ارتباطی، در واقع ما خودمان، این سوژه‌های بی نظیر اربعین را سانسور کردیم که از ماست که بر ماست.

به نظر وقت آن رسیده است که دستگاه‌های مسئول به کارنامه ضعیف و بلکه منفی اپراتورهای تلفن همراه در مراسم اربعین رسیدگی کنند.

نوشته شده در جمعه 12 دی1393ساعت 0:10 توسط مریم و علیرضا|

۱ - دولت یازدهم در بند «ط» تبصره ۱۶ لایحه بودجه پیشنهادی خود مبنی بر فروش دوره سربازی مشمولانی که ۱۰ سال غیبت دارند را به مجلس داده است. در این بند بودجه آمده است: «به دولت اجازه داده می شود تا کلیه مشمولان خدمت وظیفه عمومی را که بیش از ۱۰ سال غیبت دارند با پرداخت دریافت جریمه مدت زمان غیبت، معاف نماید.

۲ - طبق آنچه که از طرف ستاد کل نیروهای مسلح برای قیمت خرید خدمت مشمولان غایت اعلام شده، هر مشمول با توجه به شرایطی از قبیل ساکن خارج از کشور بودن، میزان تحصیلات، مدت غیبت و... باید مبلغی بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان پرداخت کند. تعداد افرادی که مشمول این طرح دولت می‌شوند نیز بیش از ۱.۵ میلیون نفر هستند که با رعایت شرایط طرح می‌توانند از معافیت استفاده کنند.

۳ - در حال حاضر که در آغاز فصل سرما هستیم و به صورت طبیعی کار و کاسبی صاحبان منابع انرژی باید سکه باشد، دولت یازدهم نفت صادراتی را به نصف قیمت چند ماه قبل می فروشد. این پدیده که هم اقتصادی و هم سیاسی به نظر میرسد، درآمد سال آینده دولت را بسیار کم میکند.

۴ - میزان فروش نفت ایران در حال حاضر روزانه ۱ میلیون بشکه است که با زیان ۴۸ دلار در هر بشکه، روزانه ۴۸ میلیون دلار، دولت در کل سال ۱۷.۵ میلیارد دلار زیان خواهد دید.

۵ - همه این فشارهای سیاسی و اقتصادی در شرایطی در حال وقوع است که دولت یازدهم پرچمدار دیپلماسی و تعاملات سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی است و از تجربه و دانش سیاسی و دیپلمات‌هایی چون ظریف و زنگنه بهره می‌برد، از ابتدای کار خود در حال مذاکره و اعتمادسازی سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی است.

۶ - اگر فرض کنیم به طور متوسط هرکدام از آن ۱.۵ میلیون نفر که مشمول خرید خدمت سربازی هستند، مبلغ ۳۵ میلیون تومان پرداخت کنند (میانگین ۲۰ و ۵۰ میلیون تومان)، عدد به دست آمده رقمی بالغ بر ۵۲.۵ هزار میلیارد تومان خواهد بود که اگر با دلار ۳۰۰۰ تومانی آن را به دلار تبدیل کنیم، دقیقا می‌شود ۱۷.۵ میلیارد دلار. یعنی دولت یازدهم برای جبران ضررهای مالی ناشی ستیزه جویی عربستان و آمریکا در بودجه سال آینده، یکی از راه هایی که در پیش دارد، فروش سربازی است.

۷ - اینجاست که «صداقت آمریکایی» در برابر سیاست اعتماد سازی دولت یازدهم، به صورت عینی تبلور می‌یابد. آمریکا برای تمدید ۷ ماهه مذاکرات قرار است جمعا مبلغ ۴.۹ میلیارد دلار از پول‌های بلوکه شده ایران را آزاد کند و در عوض با دیپلماسی منطقه‌ای خود با محوریت عربستان، قیمت نفت را طوری پایین می‌آورد که سه چهار برابر عواید تمدید مذاکرات، به ایران ضرر وارد کند. البته برای تیم مذاکره کننده ایرانی و در مجموع برای کلیت دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی ایران، این یک تجربه بزرگ و ارزشمند دیگری است که عمیقا به این باور برسند که آمریکا قابل اعتماد نیست. مرحوم دکتر شریعتی می‌گوید «صداقت در برابر سیاست دیگران، سادگی است و سیاست در برابر صداقت دیگران، خیانت».

۸ – اگر با قرینه سازی وکمی مزاح بخواهیم این دوماجرا را با هم مقایسه کنیم، شاید بازی «بُرد-بُرد» در طرح فروش سربازی در لایحه بودجه سال ۹۴ خودش را اینگونه نشان داده باشد که درآمد ۱۷.۵ میلیارد دلاری برای جبران کاهش قیمت نفت که بُرد دولت یازدهم است و خوشحالی از فرار دائمی و قانونی از خدمت سربازی هم بُرد بچه پولدارها خواهد بود و مسئله‌ای که در اینجا مطرح است، به حاشیه رفتن عینی عدالت است.

یعنی بخشی از جامعه که از انجام به موقع وظیفه ملی و همگانی «خدمت سربازی» سرباز زده است و آن دو سال را صرف امور شخصی‌ خود نموده، علاوه بر اینکه به خاطر غیبت، از بخشی از حقوق اجتماعی محروم نمی‌شود، اجازه دارد با پرداخت پول (پولی که در همان دو سال خدمت سربازی نرفتن هم می‌توانسته درآورد)، از زیر بار اصل این وظیفه ملی نیز فرار کند. در یک لایه عمیق‌تر یعنی دولت یازدهم با این طرح دارد سمبه ارزش سرمایه‌داری را در برابر سمبه ارزش عدالت پُرزورتر و بانفوذتر می‌کند.

نوشته شده در جمعه 12 دی1393ساعت 0:5 توسط مریم و علیرضا|

 

۹ دی نشان داد، مسیر « سکولاریزم » برای مقابله با

انقلاب اسلامی

مسدود است!

جمعه؛ موسم صلوات

 

نوشته شده در جمعه 5 دی1393ساعت 17:20 توسط مریم و علیرضا|

از همه رکوردهای جهانی اربعین که بگذریم، رکورد رسانه‌های آزاد و بیطرف اروپا و آمریکا و تفاله‌های منطقه‌ای و داخلی آنها در خلق «بزرگترین سانسور تاریخ» منحصربفرد است.

بعضی تیترها ارزش تاریخی شدن دارند مثل تیتر «شاه رفت» روزنامه اطلاعات. تیتر را که زدی و صفحه بندی هم کردی و فرستادی چاپخانه و صبح زود روزنامه جلوی دکه‌ها رفت، مثل حرفی است که در جمع زدی و همه شنیده‌اند. دیگر نمی‌شود کاریش کرد. آب رفته به جوی باز نمی‌گردد.

گردانندگان این چهار روزنامه دولتی که اربعین 20 میلیونی را مثل رسانه‌های آزاد! و بیطرف! غربی سانسور کردند، در واقع حتی حاضر نشدند به اندازه یک «تیتر» برای امام حسین(ع) از خودشان هزینه کنند. حتی اگر کمی درک سیاسی هم داشتند، چنین حماقتی نمی‌کردند.

البته ایرادی نیست. اما همین‌ها در سال 88 با پرچم سبز حسین(ع) و با شعار «یاحسین» فتنه برپا کردند. البته حتی در همان فتنه هم از قوه عقلانی پایینی برخوردار بودند وگرنه روز عاشورا چنان کاری نمی‌کردند. اکنون نیز می‌خواهند مردم ایران آن حادثه شوم را به فراموشی بسپارند.

هیهات! داغ ننگ پا گذاشتن بر روی رأی مردم تا ابد بر روی پیشانی شما نمایان خواهد ماند. همان پیشانی‌هایی که در سجده‌های طولانی به سمت اجنبی‌ها و بیگانگان و کاخ سیاه شیطان بزرگ، پینه بسته است. همچنان که نوکرانی مثل پهلوی و صدام و بن لادن و مبارک و قذافی و... که خدمت بیگانگان کردند و خیانت به ملت و کشورشان، همیشه این داغ را به پیشانی تاریخی خود دارند.

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید *** نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

نوشته شده در چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 12:59 توسط مریم و علیرضا|

1 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که در روز دانشجو، به جای رفتن به یک دانشگاهی که چهره سیاسی اجتماعی دارد و از تو درباره عملکردت سؤال می‌شود، می‌روی به یک دانشگاه علوم پزشکی که فضا گل و بلبل باشد.

2 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که از ترس شنیدن چهارتا انتقاد حتی تند و تیز و حتی غیرمنصفانه، دانشگاه‌های تحت امر تو مجوز برنامه‌های سخنرانان منتقدت را لغو می‌کنند.

3 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که تحمل گوش دادن به دردودل‌های تشکل‌های دانشجویی که غالبا منتقد رفتار تو هستند را نداری و به آنها وقت صحبت کردن در روز دانشجو را هم نمی‌دهی.

4 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که سالن را گزیش شده از دانشجویان پُر کنی و اگر دانشجو هم کم آوردی، از بیرون از دانشگاه آدم وارد سالن کنی اما دانشجویان همان دانشگاه را به سالن راه نمی‌دهی.

5 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که از چند دانشجوی دختر به خاطر ساخت یک مستند که بر اساس خاطرات خودت و حاج آقا ساخته‌اند، بدون اینکه فیلم را ببینی، شکایت قضایی می‌کنی.

6 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که به دانشگاه می‌روی و به اساتید دانشگاه دستور می‌دهی که بیایند از توافق بد تو در ژنو تعریف و تمجید کنند و بگویند به‌به عجب فتح الفتوحی و اگر نیایند یعنی سواد ندارند.

7 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که شورای امنیت کشور را مأمور می‌کنی که از هرکسی که بر علیه توافق بدی که تو با دشمنان این کشور و این ملت انجام دادی، انتقادی کرده، شکایت کند.

8 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که وقتی در سیستان و بلوچستان به دانشگاه می‌روی و می‌خواهی سخنرانی کنی، برای اولین بار در تاریخ ایران، اسلحه تیربار دوشکا با خودت به دانشگاه می‌بری.

9 - رئیس دولت که امنیتی باشد می‌شود این که دهان روزنامه‌هایی را که لب به انتقاد از دولت تو باز کرده باشند و از قرارداد کرسنت سوال کرده باشند را جوری می‌بندی که صدا از کسی در نیاید.

10 - رئیس جمهور روحانی: «هیچ کشور دموکراتیکی را در دنیا پیدا نمی‌کنید که برای احزاب و رسانه‌ها خط قرمزی نداشته باشد، حتی یک مورد نیز پیدا نمی‌کنید. در کشورهای اروپایی و غربی اگر موضوعی را وزارت خارجه مصلحت نداند که در مطبوعات منتشر شود، امکان ندارد آن مسئله طرح شود. محال است روزنامه‌ای آن را افشا کند. اگر سرویس داخلی و خارجی و دستگاه اطلاعاتی آنها نخواهد مطلبی در رسانه‌ها مطرح شود، امکان ندارد آن مسئله طرح شود. لابد می‌پرسید اگر تخلف کردند و آن مسئله را افشا کردند چه برخوردی با آنها می‌شود؟ آیا در دادگاه محاکمه می‌شوند، روزنامه را تعطیل می‌کنند؟ این‌ها حداقل است. اصلاً آن رسانه و مسئولین آن، برای همیشه باید از فعالیت سیاسی-اجتماعی خداحافظی کنند»

11 - و عجیب اینجاست که چرا این تخصص امنیتی رئیس محترم جمهور در ماجرای حفظ آرامش و سلامت روان جامعه در قضیه اسیدپاشی‌ها، در ماجرای مرزبانان ربوده شده و بازنگشته، در ماجرای ترور مأموران نیروی انتظامی سروان، در ماجرای اظهارات ناآگاهانه وزیر امور خارجه در مورد توان دفاعی و نظامی کشور کارایی لازم را ندارد!

نوشته شده در یکشنبه 16 آذر1393ساعت 20:55 توسط مریم و علیرضا|

قبلا که بنزین پتروشیمی تولید می‌شد، در تهران بنزین یورو 4 پالایشگاه اراک توزیع می‌شد. خانم ابتکار که آمدند سرکار گفتند آلودگی هوای تهران از بنزین پتروشیمی‌هاست و به این بهانه خط تولید بنزین پتروشیمی را بستند تا خودشان بنزین وارد کنند.
این روزها در تهران، روزی که باد می‌آید و هوا پاک می‌شود، روحانی و ابتکار می‌گویند از بنزین باکیفیت وارداتی ماست و روزی که باد نمی‌وزد و هوا آلوده است، همه سر در گریبان خاموشی می‌گذارند. تو گویی حزب باد همین‌ها هستند.
اما الان هنوز هم برای تهران از بنزین یورو 4 پالایشگاه اراک استفاده می‌شود و هوای تهران هنوز همان است که سال‌های قبل بوده و اگر به جهت افزایش تعداد وسایل نقلیه نگوییم که آلوده‌تر شده، حداقل هیچ دلیل منطقی و علمی برای پاک شدن آن در دست نیست.
خلاصه کلام اینکه قرار بود جیب یک عده وارد کننده بنزین در کشور پُر شود که شد و بقیه هیاهوها یک بازی سیاسی بیش نیست. اینجاست که شاعر با مشاهده ریاست یک زن سیاست زده بر سازمان محیط زیست می‌گوید: جای زن‌های سیاست بنشانید درخت؛ تا هوا تازه شود...

نوشته شده در شنبه 15 آذر1393ساعت 14:19 توسط مریم و علیرضا|

در اوج قضایایی که به نام حلقه اطرافیان آقای احمدی نژاد مطرح بود، در جلسه‌ای بودیم که یک انسان وارسته و غیرسیاسی هم بود که آخر جلسه بنا به اقتضائات فضای اجتماعی و فکری آن روزها، با هم صحبت مختصری داشتیم که یک جمله کوتاهی هم در مورد مسائل مرتبط با امام زمان و ظهور و انسان کامل و ارتباط با حضرت و... گفت به این مضمون که «هر موقع کسی در مورد یک موضوعی بیش از حد متعارف ورود پیدا می‌کند و بر روی آن مانور می‌دهد، نشان دهنده این هست که اتفاقا در همان موضوع کُمیتش لنگ میزند».

این فرضیه را در موارد دیگری نیز می‌توان به بوته آزمایش گذاشت. مثلا آمریکا و حقوق بشر یا آمریکا و دموکراسی یا آمریکا و صلح طلبی برای جهان. آمریکا که پرچم صلح طلبی در دنیا را به اهتزاز در آورده است، همزمان بیشترین تعداد کلاهک هسته‌ای را داراست و در هفتاد سال اخیر برای سرنگونی پنجاه دولت اقدام کرده و بارها آغازگر جنگ بوده و تنها مجرم اتمی دنیا هم هست که علیه مردم ژاپن ماشه اتمی چکانده است. آمریکا که ادعای فراوان حقوق بشر دارد، همزمان بیشترین تعداد زندانی و مخوفترین زندان‌ها را در جهان دارد و پلیسش هم در طول 5 سال، 1995 نفر را زیر شکنجه کشته است. آمریکا که شدیدا نگران دموکراسی در ایران است، کمترین میزان مشارکت سیاسی در کشور خود را دارد و از رژیم‌های صددرصد فاسد دیکتاتور عربی هم دفاع می‌کند و قس علی هذا.

حال دولت آقای روحانی را نگاه کنید. مهمترین موضوعی که دولت یازدهم به صورت غیرمتعارف به آن می‌پردازد، سیاست خارجی و روابط بین الملل و بخصوص رابطه با آمریکا است. این چیزی نیست که برای آن نیاز به دلیل و استدلال باشد که اظهر من الشمس است. اکنون ببینید چگونه دولت یازدهم در همین ادعا دارد دچار ضعف است. در ابتدای کار، ارزنده‌ترین برگ برنده خود یعنی غنی سازی 20 درصد را تقریبا در ازای ناچیزی که شامل تحریم بانکی یا نفتی نبود، در توافق ژنو به حریف واگذار کرد. بعد که بارها توافق موقت ژنو از سوی آمریکا و اروپا نقض شد و افکار عمومی داخلی هم از آن بی خبر نبودند، برای فرار از فشار افکار عمومی مجبور شد آن را مخالف «روح توافق» قلمداد کند.

دو بار نیز از سر عدم توفیق در مجاب کردن طرف مقابل به یک بازی «برد-برد» در یک توافق جامع، دست به تمدید مذاکرات زده که از بد روزگار پیشنهاد نخست وزیر اسرائیل هم همین بود. حالا اما بعد از تمدید 7 ماهه مذاکرات، آمریکا انگار یک سال اخیر را دست گرمی بازی کرده است و تازه دور جدیدی از فشارها را بر علیه ایران در دستور کار خود قرار داده است. اولا محتوای مذاکرات هسته‌ای را که برای مجلس، رسانه‌ها و مردم ایران محرمانه است، به اطلاع کشورهای همسایه ایران می‌رساند و آنها را در جریان مذاکرات قرار می‌دهد که شرکای سیاسی‌اش را برای فشار بر ایران از دست ندهد و سپس با عربستان هماهنگی سیاسی انجام می‌دهد که قیمت نفت را آنچنان پایین نگاه دارد که علاوه بر فشار تحریم‌های نفتی و بانکی و دارویی، فشار ناشی از ارزان و لاغر شدن منبع اقتصاد ایران را هم به آن اضافه کند.

اما نکته اصلی اینجاست که همچنان دولت آقای روحانی بر همان طبل دیپلماسی اقتصاد محور برون گرا می‌کوبد و این در حالی است که اقتصاد ایران در رکود است و رونقی در آن دیده نمی‌شود و علاوه بر چرخ‌های سانتریفیوژ، دیگر چرخ‌های تولید داخل هم نمی‌چرخد یا در بهترین حالت، ریب می‌زند. حال اینکه این فشار مضاعف ناشی از ارزانی نفت و گرانی دلار و کاهش فروش نفت و کسری بودجه، بعد از ایجاد رکود بیشتر در اقتصاد و تولید داخل، نهایتا بر کدام شانه سنگینی خواهد کرد، سوالی است که جوابش را باید از این به بعد در «شیب‌های ملایم» بیابیم. گرانی 30 درصدی نان به عنوان شروع این ماراتن نفس گیر برای مردم خواهد بود.

پس اگر بخواهم فرضیه اول را در مورد دولت آقای روحانی آزمایش کنم، جواب اینگونه خواهد بود که: 
دولت یازدهم که بیرق تدبیر و دیپلماسی و تعامل و مذاکره را به دوش گرفته است، با داشتن ژنرال‌هایی چون ظریف و زنگنه، نه تنها با آمریکا و متحدانش، بلکه با نوکران چشم و گوش بسته نفت خوار او در منطقه هم که همسایه ایران هستند، نتوانسته به تعاملی سازنده برسد و در نشست اخیر اُپک کاملا منفعلانه ظاهر شد و از بابت دیپلماسی ضعیف منطقه‌ای خود در خصوص فروش نفت، حداقل در 7 ماه آینده، چندین برابر پولی که در ازای مذاکرات قرار است بگیرد، ضرر خواهد کرد و به دنبال آن کسری بودجه خواهد داشت و برای جبران این کسری بودجه، لاجرم دست به گرانی نان و دلار و... زده است. این یعنی کُمیت تدبیر و دیپلماسی و سیاست خارجی دولت آقای روحانی لنگ میزند.

نوشته شده در شنبه 15 آذر1393ساعت 9:31 توسط مریم و علیرضا|

 

پس از گذشت یک سال از دیپلماسی « هر توافقی بهتر از عدم توافق است »،

باید نفت را بشکه ای نزدیک به ۴۰ دلار ارزانتر بفروشیم (سالانه ۱۴.۶ میلیارد دلار ضرر)

و نان را هم بیش از ۳۰ درصد گرانتر بخریم!

جمعه؛ موسم صلوات

 

نوشته شده در جمعه 14 آذر1393ساعت 17:16 توسط مریم و علیرضا|

جناب آقای روحانی عزیز!
1 - می‌گویید اعتدال، بعد افراطی‌ترین افراد را اطراف خودتان می‌چینید.
2 - می‌گویید دانشگاه باشگاه سیاسی نباشد بعد وزرای علومتان رادیکال‌ترین چهره‌های سیاسی هستند.
3 - می‌گویید دانشگاه نباید امنیتی شود، بعد فعالان امنیتی را به عنوان وزیر دانشگاه‌ها معرفی می‌کنید.
4 - می‌گویید به قانون و لوازم آن احترام می‌گذارید، بعد مشاور و معاون و شخص خودتان به پارلمان اینچنین می‌تازید که 50 بار هم که بشود، حاضرید به لجبازی کنید.
5 - می‌گویید اهل تخصص هستید و اطرافیانتان هم تکنوکرات استخوان خُرد کرده هستند، بعد برای وزارت علوم، وزیر اسبق بهداشت را معرفی می‌کنید.
6 - می‌گویید خواهان آرامش در دانشگاه هستید، بعد در دهه پیشرفت، 500 روز دانشگاه‌ها را بلاتکلیف و اسیر حاشیه کردید.
7 - می‌گویید دانشجویان و نخبگان علمی برای شما قابل احترامند، بعد با آبروی هزاران نفر از دانشجویان بورسیه بازی کردید و در آخر جناب نجفی، نزدیک 80 درصد ادعایتان را رد کرد.
8 - گفتید 100 روزه، مشکلات اقتصادی کشور و مسائل معیشتی مردم را حل کنید، بعد الان 16 ماه گذشته و فقط یک نمونه مردم بی خانمان چشم امید به مسکن مهر بسته را از خودتان ناامید کرده‌اید و اکنون گرانی نان را هم به آن اضافه کنید. ادامه و تکمیل مسکن مهر جزء وعده‌های شما نبود؟
9 - دیگر نمی‌خواهم ادامه بدهم اما جناب آقای روحانی گرامی که به لباس مقدس پیامبران ملبس هستید! شما قطعا بهتر از من معنی و مفهوم حقیقت و مشکلات و اولویت‌های کشور و شرایط تاریخی منطقه و جهان و اسلام و ایران را می‌دانید. شما الان 66 سال دارید و دیگر سرد و گرم چشیده روزگار هستید. فرصتی هم ندارید که اگر خطایی کردید، جبران کنید. ضمن اینکه خداوند متعال در همه حال شاهد اعمال و کردار و رفتار و تصمیم‌ها و حتی نیت‌های شما هست و شما نیز به واسطه روحانیتتان نیک می‌دانید که چه کاری و چه رفتاری و چه سخنی و چه خبری و چه امضایی و چه لبخندی مورد رضایت خداست و ایضا چه کاری و چه رفتاری و چه سخنی و چه خبری و چه امضایی و چه لبخندی مورد رضایت شیطان است.
نگاه به تصاویر شهیدانی که ضامن امنیت و سلامت فعلی کشور و شما هستند بکنید و ببینید آیا این حرفی که می‌زنید، این امضایی که می‌کنید، این رفتاری که می‌کنید آیا پاسداری از خون آنهاست یا خیانت به خونشان؟ مرگ در یک قدمی ماست و چه بسا همین فردا دیگر در این دنیا نباشیم. پس تا فرصت دارید و تا عنان اختیار و دستور و قدرت و بودجه دست شماست، تمام توانتان را به خدمت به اسلام و ساخت ایران و پیشرفت کشور و رفع محرومیت از پابرهنگان و مستضعفین که صاحبان اصلی انقلاب هستند، صرف کنید و دست از هیجانات زودگذار و دلخوش کردن به کف و سوت این و آن و تعریف و تمجید زید و عمر بکشید که برای عاقبت شما هیچ خیری نخواهد داشت.
عاقبت خیر شما در این است که جز برای ائتلای ایران و اسلام و پیشرفت و عزت و استقلال آن و مقابله جدی با زورگویان خونخوار بین‌المللی که قصد شکست و تحقیر ایران را دارند، اتلاف وقت نکنید. از حاشیه سازی دولتی و غفلت از امور اصلی کشور دوری کنید که دولت قبل از شما دچار آن شد و آن شد که دیدید که خود شما بارها انتقادات بسیار تندی به آن داشتید. اگر شما الان از دولت قبل به نیکی یاد نمی‌کنید، پس طوری حرکت کنید و طوری مدیریت کنید که هم خداوند از شما راضی باشد و هم مردم مؤمن و مقاوم ایران از شما نام نیکی به یادگار داشته باشد.
دریاب کنون که نعمتت هست به دست *** کین نعمت و ملک می‌رود دست به دست

نوشته شده در چهارشنبه 12 آذر1393ساعت 8:37 توسط مریم و علیرضا|

1 - تصویر سمت راست ماجرای سبد کالای ایرانی و تصویر سمت چپ ماجرای جمعه سیاه آمریکایی است. ببینید در هر جامعه‌ بشری، جمعیت انبوهی هستند که متأسفانه زیر چرخ‌های بی‌رحم اقتصاد سرمایه‌داری، درگیر نیازهای اولیه زندگی خود هستند و صاحبان سرمایه به واسطه نفوذ در اراده تصمیم گیران مملکتی (رابطه دیالکتیک قدرت و ثروت)، سیاست‌های کلان اقتصادی را طوری طراحی و کانالیزه می‌کنند که همیشه ضریب جینی (فاصله طبقاتی) افزایش یابد. فقیر، فقیرتر و غنی، غنی‌تر گردد.

2 - بنابراین وقتی سال 2008 بحران اقتصادی در آمریکا پیش می‌آید، رئیس جمهور اوباما به جای اینکه سمبه اهرم‌های تأمین اجتماعی را محکم کند که پایین دستان جامعه از این بحران آسیب نبینند، وام‌های کلان دولتی به صاحبان کمپانی‌های غول‌پیکیری نظیر جنرال موتورز پرداخت می‌کند. اینجاست که چرخ بی‌رحم توسعه اقتصادی سرمایه‌داری از روی جسد متحرک انسان‌هایی نظیر آنچه در تصویر می‌بینید، عبور می‌کند.

3 - همان چرخ بی‌رحمی که دولت‌های توسعه گرای اقتصادی آقایان هاشمی و روحانی در ایران به حرکت درآورده و درمی‌آورند. مثلا یک نمونه نقد آن این است که صدها هزاز نفر بی‌خانمانی که اُمید به مسکن مهر بسته بودند را به بهانه ضد توسعه بودن پروژه مسکن مهر و اثر منفی بر رشد اقتصادی، ناامید کرده‌اند.
نوشته شده در یکشنبه 9 آذر1393ساعت 8:5 توسط مریم و علیرضا|

 

« و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند،

به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت! »

بخشی از پیام امام (ره) به بسیج

جمعه؛ موسم صلوات

 

نوشته شده در جمعه 7 آذر1393ساعت 17:13 توسط مریم و علیرضا|

بسم الله الرحمن الرحیم

1 - آمریکا بی‌منطق‌ترین بازی به هم زن و مانع اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات ایران و 1+5 بود که زیاده‌خواهی‌های بی حد و حصر او باعث عدم رسیدن به توافق جامع شد.

2 - صمیمانه از تیم مذاکره کننده خودمان؛ از دکتر ظریف، از دکتر عراقچی و از دکتر تخت روانچی تشکر می‌کنم که خیلی در این مدت زحمت کشیدند و استرس فراوانی را به خاطر به دوش کشیدن آبرو و شرف و اعتبار بین‌المللی یک ملت متحمل شدند.

3 - آمریکا دقیقا همان سیاست چماق و هویج سنتی خودش را در مقابل دولت یازدهم هم اجرا می‌کند. چماق تحریم و هویج توافق. آمریکا می‌خواهد به افکار عمومی اینگونه القا کند که نرمش نشان ندادن تیم ایرانی باعث به نتیجه نرسیدن مذاکرات شد نه باج خواهی من.

4 - آنچه دولت به خاطر آن حاضر به مذاکره با آمریکا شده است، این است که با تعامل و گفتگو با آنها و نرمشی قهرمانانه که چرخ سانترفیوژها را از کار نیندازد، تمام تحریم‌ها را از بین ببرد تا چرخ زندگی مردم هم بچرخد.

5 - فردای توافق ژنو وقتی متن زبان اصلی «برنامه اقدام مشترک» را بررسی می‌کردیم، مهمترین باگ متن آن را «قابل تمدید» بودن توافق ژنو یافتیم که امروز آن باگ ثابت شد. در واقع آنچه با تمدید اتفاق می‌اُفتد این است که صنعت هسته‌ای ایران به عقب رانده شده و ذخیره سوخت 20 درصدش را اُکسید کرده اما از رفع تحریم‌ها فعلا خبری نیست و این همان چیزی است که آمریکا می‌خواهد. تحریم پابرجا باشد و توافق جامع کنیم. یعنی یک توافق خوب برای آمریکا و یک توافق بد برای ایران.

6 - دولت یازدهم یک فرضیه داشت. او مشکلات اقتصادی را ناشی از نبود روابط خارجی فعال و عدم تعامل با دنیا فرض کرد و به مردم قول داد که با اعتماد سازی و تعامل با دنیا می‌تواند تحریم‌ها را بردارد و در این راه مجدانه توسط تیم مذاکره کننده هسته‌ای زحمت کشید. اکنون که آمریکا برهم زننده میز مذاکره است و دارد اینچنین القا می‌کند که عدم نرمش ایران باعث به نتیجه نرسیدن مذاکرات شده است، به نظرم بهترین کار آن است که مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 از حالت محرمانه خارج گردد و افکار عمومی دنیا و رسانه‌های جهان در جریان مذاکرات قرار گیرند تا دروغ دولت آمریکا در مورد عدم همکاری تیم ایران و عزم جدی ایران برای مذاکره و توافق «برد-برد» بر همگان آشکار گردد.

7 - ملت ایران هم با اطلاع یافتن از محتوای مذاکرات و ایستادگی ارزشمند تیم ایران در مقابل زیاده خواهی‌های غیرمنطقی و رفتارهای غیرقابل اعتماد دولت آمریکا، دولت و تیم مذاکره کننده را بیش از پیش یاری و پشتیبانی کرده و در واقع پاسخ این اعتماد دولت به ملت، با حمایت و جلب اعتماد عمومی داخلی که همان دلیل اصلی برتری دولت‌ها و سرمایه اصلی آنهاست، خواهد بود. هر کجا و هر زمان این اعتماد دوطرفه وجود داشته است، کشور بالاترین سطح ثبات و امنیت مواجه بوده و بالعکس.

مرگا به من که با پر طاووس عالمی *** یک موی گربه وطنم را عوض کنم

نوشته شده در پنجشنبه 6 آذر1393ساعت 16:44 توسط مریم و علیرضا|


كد قالب جدید قالب های پیچك