تبليغاتX
...آسمونی تا بینهایت




































...آسمونی تا بینهایت

وبلاگ رسمی مریم حبیبی و علیرضا جلولی


مجلسی در رأس امور است که

خانه ملت باشد،

نه کاخ قدرت و ثروت!


نوشته شده در شنبه 8 بهمن1390ساعت 9:36 توسط مریم و علیرضا|


من باید از نظر علم از همه برتر باشم

تا مبادا دشمنان مرا از این راه طعنه زنند!

باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می‌فروشند

ثابت کنم خاک پای من هم نخواهند شد!

باید همه آن تیره دلان را به زانو در آورم!

آنگاه خود خاضع‌ترین و افتاده‌ترین فرد روی زمین باشم!

دانشمند شهید دکتر مصطفی چمران

نوشته شده در شنبه 8 بهمن1390ساعت 9:34 توسط مریم و علیرضا|


سرش بر پای ارباب است، حر شد

دوباره جام های سرخ پر شد

در باغ شهادت باز باز است

که لاله سوخت، پرپر شد، ترور شد!


نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت 14:30 توسط مریم و علیرضا|


رفتن به جهاد نفس، کاریست بزرگ

از جبهه گریختن، گناهیست بزرگ

ما بر پست انقلابیم اکنون

خفتن سر پست، اشتباهیست بزرگ


نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت 8:52 توسط مریم و علیرضا|


با صبر قسم خورده شکستیم غبار شب و روز

چون ساکت ننشستیم و بگوییم بسوز

ای نی ساندیس فرو رفته به چشمان شما گوش کنید

ما 9 دی بر سر آن عهد که بستیم بر آنیم هنوز


نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت 8:46 توسط مریم و علیرضا|


پیشرفت ایران، بیش و بیش از آنکه

مدیون مدعیانی که به تعداد مقالات ISI خود می‌بالند، باشد،

مرهون دانشمندانی چون تهرانی مقدم است

که علم خود را در جهت عزت و اقتدار کشور و ملت

خود به کار می‌گیرند!


نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 10:25 توسط مریم و علیرضا|


شهید دکتر بهشتی:

"دانشجو مؤذن جامعه است؛

اگر خواب بماند، نماز امت قضا می‌شود"

و این یعنی نه فقط 16 آذر،

که همه روزها روز دانشجوست!

نوشته شده در شنبه 19 آذر1390ساعت 9:49 توسط مریم و علیرضا|


80 سال غارت نفتی

اشغال ایران در سال 1320

کودتای 28 مرداد

کمک به صدام

فتنه 88

ترور دانشمندان اتمی

و...

همه و همه از لانه روباه پیر آب خورد

و دانشجو چه نیک اثبات کرد که:

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

نوشته شده در شنبه 12 آذر1390ساعت 8:30 توسط مریم و علیرضا|


امام خمینی خطاب به بسیج:

من دست يكايك شما پيشگامان رهايى را مى بوسم

و مى دانم كه اگر مسئولين نظام اسلامى از شما غافل شوند،

به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت!


نوشته شده در جمعه 4 آذر1390ساعت 10:22 توسط مریم و علیرضا|


نمایندگان مجلس بر سر دو راهی منفعت شخصی و عدالت!

مطالبه مردم حذف استفساریه نیست!

مطالبه مردم لغو قانون حقوق مادام‌العمر است!

امام خمینی(ره): حب الدنیا، رأس کل خطیه

نوشته شده در جمعه 4 آذر1390ساعت 10:7 توسط مریم و علیرضا|

 

اسمش سهرابه

دانشجوی فوق لیسانس

از درد بی پولی ۶ماهه با دوستش برای ۳ میلیون تومان،

روی پایان‌نامه دکترای آقای ایکس، نماینده شهر ... کار می‌کنن!

حالا تصمیم گرفته ازدواج کنه

اما بیمه نیست، خونه نداره،

پدر کارگرش هم شغل سیاسی نداره که

مادام‌العمر حقوق بگیره!

چه کنه؟

 

نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت 23:35 توسط مریم و علیرضا|

نویسنده خود از اینکه یک دفعه یک مسئله‌ا‌ی در جامعه داغ شود و نویسندگان و گویندگان از آن جهت که حرف دیگری ندارند، به موضوع پیش آمده بپردازند، نفرت دارد اما آنچه ما را در این مشغله زندگی، اجبار بر نوشتن در خصوص موضوع پیش آمده برای فوتبال و سینما کرد، فراتر از درد نفرت از به کلیشه افتادن است. چند وقت پیش یک جایی خواندم که وقتی سال 1351 فوق ستاره فوتبال روز دنیا یعنی پله برزیلی به ایران آمد، جوانان و دوستداران فوتبال دورش را احاطه کرده و به گرفتن امضاء مشغول بودند. در این میان شیطنت و حس مهمان نوازی! یکی از این دوستداران پله گُل کرده و از شلوغی و هیاهو استفاده می‌کند و به جای کاغذ سفید، روی یک سفته بانکی از پله امضاء می‌گیرد! آخر ماجرا را کار ندارم اما مطمئناً پله تا آخر عمر این حرکت را فراموش نخواهد کرد! با خود می‌گویم شاید این هم یکی از آن نوع خصیصه‌های خاص ما ایرانیان باشد که حرکت منافی عفت چند جوانک فوتبالیست و تجاوز یک سینماگر به دختر جوان، تلنگری برای جزم عزم درمان این درد پُر خرج گردیده است.

بارها بوده که تقریباً همه ما دیده و شنیده‌ایم که فلان فوتبالیست یا فلان بازیگر سینما یا هر دو باهم در پارتی، مستی، کشف حجاب، اعمال منافی عفت عمومی و... نقش بازی کرده‌اند. اینها آلارمهایی از رواج فساد اخلاقی و بعضاً فحشای جنسی و... در نتیجه اباحی‌گری و بی بندوباری رفتاری و همه اینها نتیجه زندگی درست شده از پول‌ها و ثروت‌های هنگفت و مفت یک ساله و دو ساله است.


در اینکه مردم کشور ما بخصوص جوانان و راقم این سطور علاقمند فوتبال هستند، شک نکنید. اما عمده این شوق و علاقه به فوتبال در کشور ما به بازی خود جوانان در کوچه‌ها و محله‌ها برمی‌گردد نه به دنبال کردن بازی‌های فوتبالیسهای غیرحرفه‌ای دولتی ایران! و اینگونه است که بازی تیم‌های اروپایی در بین جوانان بیشتر از لیگ ایران طرفدار دارد! این از آن جهت است که فوتبال در ایران اصلاً حرفه‌ای دنبال نمی‌شود. سالانه قریب به 1000 میلیارد تومان از بیت‌المال به صورت مستقیم و غیر مستقیم هزینه فوتبال به اصطلاح حرفه‌ای در کشور می‌گردد. آیا این سرمایه‌گذاری در کشور به نتیجه می‌رسد یا خیر؟ مسلماً خیر و بلکه موجبات انواع فساد اخلاقی و اقتصادی را نیز به بار می‌آورد که یکی از قسمتهای اخیر برنامه تلویزیونی 90 هم به این بحث اختصاص داشت که اتفاقاً با استقبال بسیار زیاد مخاطبان روبرو شد.

آنچه که امروز به عنوان فوتبال و سینمای حرفه‌ای ایران نام دارد، بیشتر شبیه حق تحصیل در دوران قاجاریه است که شاهان و شاهزادگان و ثروتمندان این حق را داشتند، اما بافت عمومی جوانان کشور از این حق محروم بودند. من سه نوع نگرش به تمدن غرب در نظر می‌گیرم: اول: همان کاری که آنها با ما بعد از دوره درخشان تمدن اسلامی کردند ما هم با آنها بکنیم. یعنی علوم و تجربیات و فناوری را از ما گرفتند و آنها را در خدمت دنیای خود به کار بستند اما معرفت دینی از اسلام کسب نکردند. ما هم علوم و تجربیات و فناوری را از آنها بگیریم و آنها را در خدمت دین خود به کار گیریم و تئوریهای خشن مدرنیته و پست مدرنیسم را برای خودشان واگذاریم. دوم: دقیقاً مثل غرب شویم. یعنی هم پیشرفتها را وارد کنیم و هم فرهنگ غربی را. سوم: اولی را جا بگذاریم و دومی را با خود به ارمغان بیاوریم. یعنی علوم و تکنولوژی و تجربیات موفق غرب را توجه نکنیم و فقط رفتار و فرهنگ و منش غربی را تقلید کنیم. متأسفانه طبقه مرفه و اشرافی نشین جامعه ایرانی که فوتبالیست‌ها و بازیگران سینما هم عضو این طبقه‌اند، با اکثریت مطلق از دسته سوم هستند.

اما اگر از نگاه دسته اول به قضیه فوتبال و سینما نگاه کنیم، بهترین راهی که به نظر می‌رسد هم سازگار با شعار دهه چهارم انقلاب، دهه پیشرفت و عدالت باشد و هم بهانه را از دست بهانه جویان نق نقو دور کند، خصوصی کردن فوتبال و سینما است. که در غرب اتفاق افتاده و اتفاقاً نتایج موفقی هم به همراه داشته است. زمانی که مدیر عامل باشگاه بخواهد از پول شخصی خود برای خرید بازیکن و امضاء قرارداد خرج کند، خوب مشخص است که اولاً دیگر پارتی بازی از کار می‌اُفتد و ثانیاً هر قیمت نجومی‌ای را قبول نمی‌کند و ثالثاً هر سرمایه‌داری که علاقمند به فوتبال باشد، بر سرکار می‌آید نه رئیس پلیس راه کشور! واقعاً اگر آقای رویانیان باشگاه پرسپولیس از خودش بود، حاضر می‌شد به محض ورود به باشگاه 500000 تومان به عنوان شیرینی به بازیکنان بدهد؟ اینجاست که فساد و رانت‌خواری شروع می‌شود الی آخر...

عین این قضیه در سینما هم وجود دارد با این تفاوت که فساد فرهنگی و اخلاقی‌اش به فوتبال می‌چربد چون یکی از ابزار اصلی در جنگ نرم است. هزینه فیلم‌های تولیدی در جشنواره فیلم فجر را یا شهرداری تهران یا حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی یا معاونت سینمایی وزارت ارشاد یا... می‌دهند اما هم محتوای فیلم بر ضد گفتمان انقلاب اسلامی می‌شود و هم بازیگران فیلم پُز هنرمند اپوزسیون حکومت را می‌دهند و با دهن کجی به همه آرمانهای ملی و مذهبی به آمریکا پناهنده می‌شود و کشف حجاب می‌کنند و...


این را داشته باشید و حالا بر می‌گردیم به دانشگاه؛ دانشگاهی که قرار است تشکلهای دانشجویی مسلمان به عنوان پایگاه اصلی افسران جنگ نرم در آن با دشمن تا بن دندان مسلح به سلاح هالیوود و اینترنت و ماهواره و از همه قویتر اساتید غربزده، مبارزه کند و مسیر حرکت آن را به سمت دانشگاه اسلامی که از ویژگیهای اصلی آن عدم وابستگی علمی و فکری و فرهنگی به شرق و غرب است، پیش ببرد. آیا افسر جوان این جنگ تمام عیار، برای مبارزه اسلحه و فشنگ نمی‌خواهد؟ چاپ نشریه دانشجویی او هزینه نمی‌خواهد؟ آیا اگر پروژه کارشناسی ارشد چندین دوره از دانشجویان به خاطر فقدان هزینه خرید یک پمپ 500000 تومانی سَمبل ‌شود می‌صرفد؟ وقتی برای این کارهای پایه‌ای قطره چکانی هم هزینه نمی‌کنیم اما شیر فلکه بیت‌المال را برای سیراب کردن چند جوانک انگشت نمای بی‌سواد، بی‌عفت، مست و مغرور باز می‌کنیم، آنوقت آیا انگیزه‌ای برای آن افسر جوان در میدان جنگ باقی می‌ماند؟

وقتی رئیس جمهور سازمان برنامه و بودجه را منحل کرد یا وقتی دولت و مجلس چهار وزارتخانه را حذف کرده و یکی جدید اضافه کردند یا وقتی قیمت بنزین یک شبه چهار برابر و همچنین سهمیه بندی شد یا وقتی یارانه‌ها هدفمند شد و آب از آب تکان نخورد و مردم از این کارها که به سمت اصلاح امور بود استقبال کردند، مشخص است که اگر مسئولین کشور واقعاً عزمشان را جزم کنند، انجام هر کاری شدنی است حتی اگر آن خصوصی سازی سینما و فوتبال باشد و این حداقل باعث می‌شود بلایی که سر پله آمد، سر مسی نیاید!

نوشته شده در یکشنبه 22 آبان1390ساعت 9:1 توسط مریم و علیرضا|

 

من نمی‌‌گویم ولی فقیه معصوم است؛

اما ملتی که به امر خدا به امر ولی فقیه اعتماد می‌کنند،

خدا اجازه اشتباه به آن رهبر را نمی‌دهد

و به نوعی به او معصومیت می‌بخشد!

شهید دکتر مصطفی چمران

 

نوشته شده در یکشنبه 22 آبان1390ساعت 2:59 توسط مریم و علیرضا|


آخرين مطالب
» پیامک هفته 77
» پیامک هفته 76
» پیامک هفته 75
» پیامک هفته 74
» پیامک هفته 73
» پیامک هفته 72
» پیامک هفته 71
» پیامک هفته 70
» پیامک هفته 69
» پیامک هفته 68
Design By : Pichak