تبليغاتX
آسمونی تا بینهایت ...
وبلاگ رسمی مریم حبیبی و علیرضا جلولی

نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشچویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف به علی لاریجانی

بسمه تعالی

آقای علی لاریجانی!

هنوز از جنایات وحشیانه "حسنی نا مبارک" و رفقای صهیونیستیش بر علیه مردم بی دفاع غزه، یک سال نگذشته و هنوز کفن بیش از 1400 نفر از مردم مسلمان غزه خشک نشده، که شما مشتاقانه و لبخند بر لب به دیدار شریک جرم قاتلین آنها رفتید و جالبتر آنکه نتایج این دیدار را مثبت هم ارزیابی می­کنید! مگر نه این است که امام(ره) فرمود: اسرائیل غده سرطانیست و باید از بین برود؟ و مگر نه این است که "حسنی نا مبارک" یکی از سران مثلث خیانت به مسلمانان (مصر، عربستان و اردن) است که مجوز هجوم اسرائیل به قربانگاه مردم غزه را صادر کرد؟

آقای لاریجانی!

اف بر شما که دست خود را در دستی قرار دادید که آلوده به خون زنان و کودکان مظلوم غزه است، اف بر شما که به ملاقات "کافری حربی" رفتید که مصداق شمرذی­الجوشن زمان است که راه غذا و دارو را بر مردم بی دفاع و مستضعف غزه بسته است و این ایام چه تناسب کاملی است، میان یزیدیان سال 61 هجری در کربلا و یزیدیان سال 1431 در فلسطین.

پس آقای لاریجانی!

باید بیایید و توضیح دهید که با چه قراعتی از منطق امام(ره)، دست خود را در دست نجس این خائن که حتی خون مردم مصر از سیاست­های ضد اسلامی و ضد انسانی او به جوش آمده، گذاشته­اید؟ شما باید بهتر بدانید که جمهوری اسلامی ایران برای دوام و پیشرفت گفتمان خود که مبتنی بر منطق اسلام ناب محمدی(ص) است، نیاز به هم نشینی با سرسپردگان اسرائیل و آمریکا که ندارد هیچ، که اتفاقا اعلام بیزاری از اینگونه عناصر خود فروخته و خائن را به عنوان دکترین سیاست خارجی خود می­داند؛ آیا شما این را نمی­دانید؟ زعم ما این است که شما بر این مسئله اشراف کامل دارید، اما آنچه که بعضا باعث این نوع حرکات از سوی شما می­شود، ترجیح موقعیت و منافع سیاسی شخصی و گروهی به منافع نظام و این بار مردم مظلوم غزه، است.

حضرت آقای لاریجانی!

شما برای شرکت در جلسه مشترک با روئسای مجالس تعدادی از کشورها مجبور بودید که به مصر سفر کنید، اما آیا برای دیدار و جلسه با آن شیطان صفت هم مجبور بودید؟ آیا نمیدانید دوست دشمن خدا، دشمن خداست؟ شما به نمایندگی از همه مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی و از پول بیت المال به ملاقات ممنوعه­ای رفتید که دل هر مسلمان و آزاده­ای را آزرد. مثل اینکه برای شما "شخصیت سیاسی دائم در رسانه" یک اصل است که باید به هر قیمتی تامین شود و به همین دلیل است که برای خود دایره­المعارف واژگان و اصطلاحات سیاسی سفارش می­دهید. رسانه­ای بودن برای رئیس مجلس یک نقطه قوت است، اما نه به هر قیمتی! نه به قیمت نادید گرفتن اراده ملتی که با رای آنها به این مقام رسیده­اید! البته این اولین باری نیست که شما منافع ملت را ندید می­گیرید و به یک دندگیتان اصرار می­ورزید؛ آن اظهار نظر دوگانه در مورد حوادث پس از انتخابات و دفاع از کسانی که بازیگردانان اصلی آن حوادث تلخ بودند و آن نوع برخورد سیاسی با طرح هدفمند کردن یارانه­ها و... جزء مسائلی هستند که طریقت شما را به خوبی بازگو می­کند و اگر همه آنها به فراموشی سپرده شوند، ملاقات با شریک اسرائیل و دست در دست وی گذاشتن، برای همیشه لکه سیاهی بر کارنامه سیاسی شما خواهد بود ضمن اینکه باید در پیشگاه احدیت پاسخگو باشید.والعاقبه للمتقین

انجمن اسلامی دانشچویان مستقل

دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 8:34  توسط مریم و علیرضا | 

باز هم درد جان­سوز توهین به بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، امتداد روزهای معاش و روزمرگی­مان را به زجرهای صدر اسلام پیوند زد و در کف همین دانشگاه­ها و در دل اُمُ­القرای جهان اسلام دیدیم که باز هم متأسفانه به نام اسلام و ذیل پرچم سبز اهل بیت، به امام ما توهین شد.

قدسیت ­زدایی از ساحت ولایت و عرفی­سازی جایگاه ولی امر، خط ثابت همه­ی جریان­های مخالف و معاند اسلام، نظام اسلامی و کرامت انسان است که محور حرکت سرسپردگان ولایت طاغوت در سراسر تاریخ، از رجم شیطان تا همین چند روز پیش و امروز و فردا بوده و خواهد بود و از آغاز این انقلاب نهایی حق علیه باطل نیز، بر پایه­ی رهنمودهای شیطانی امثال فوکویاما در سه کنفرانس تورنتو، واشنگتن و اورشلیم، هسته­ی کانونی تحرکات آخرین موج جریان باطل را تشکیل می­دهد. رؤیای واتیکانیزاسیون ولایت فقیه، دقیقاً از جنس همان توهماتی است که در بدمستی­های پس از مصرف مشروبات الکلی به افراد دست می­دهد و هیچ مابه­اِزایی در مُلک و ملکوت هستی نداشته و نخواهد داشت. گسترش دامنه­ی توهین و هتاکی به ساحت امام راحل، خمینی کبیر(ره) در جنب و جوش­های جسد در حال احتضار رفورمیسم داخلی، نمودار دقیق میزان بهای ولایت مطلقه­ی فقیه، خط امام(ره) و اصول انقلاب در نزد سردمداران سوخته و بدنه­ی فریفته­ی این جریان می­باشد و چه خوب معیاری است برای قضاوت.

روزی که در دانشگاه این کشور به امام(ره) توهین شود، اگر دانشجوی باغیرت بمیرد، رواست. اینکه امروز اندک قطراتی ناخالص از اقیانوس مواج و جوشان جامعه دانشگاهی ایران اسلامی پهناور، بدون کمترین هزینه­ای به خود جرات می­دهد به تمام آنچه برای این ملت مسلمان، مقدس است، توهین کند و خط قرمزها را بشکند، بنظر می­رسد ناشی از دو دلیل است؛ اول اینکه ما دانشجویان و اساتید مدعی دفاع از آرمان­های امام(ره)، در راه و هدف خود، آنطور که ادعا می­کنیم، مصمم نیستیم که این سخن از حضرت روح­ا...(ره) می­تواند برای ما که خود را دایه­دار امانات اسلام در دانشگاه می­دانیم، مفید باشد و آن اینکه "فقط و فقط به خاطر رضای الهی کار کنید" که یعنی انسان ذاتا فراموشکار بوده و لازم است دائما بخود این تلنگر را بزند که "تا رسیدن به خدا راهی بجز عبور از خود نیست". دوم آنکه مسئولین دانشگاهی(در همه مراتب) به وظیفه قانونی خود بعنوان مسئول پیشرفت و تعالی علمی، فرهنگی و سیاسی دانشگاه، آنطور که باید، عمل نمی­کنند که باید از ایشان پرسید چرا؟ چه عاملی باعث می­شود در مقابل اهانت به ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران، توسط جمع قلیلی معلوم الحال، سکوت پیشه کنید و هیچ نگویید؟ امثال کسی که به سبک ارباب دهه 60 خود، حاضر شد تمام اعتقادات پوچش را با پوشیدن مقنعه و چادر، به باد هوا بدهد، چه مصونیتی پیش شما دارند؟

بد نیست یک بار دیگر به خود آییم؛ کسانی که دیروز با امام(ره) مشکل داشتند، امروز خط امام(ره) را هدف تیرهای آغشته به زهر نفاق کرده­اند. از قانون اساسی و وحدت دم می­زنند و قانون شکنی می­کنند و تفرقه می­افکنند، عکس شهدا را می­گیرند و عکس شهدا عمل می­کنند. مگر خمینی بت شکن نفرمود "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد"؟ براستی امروز باید این سوال را از همه آنانی که ادعا می­کنند پیرو ولایت هستند، پرسید که چقدر به این وصیت امام(ره) عمل کرده­اید؟ مسئله­ی امروز ما، سکوت بیت امام(ره) و جهت­گیری معنادار مؤسسه­ی حفظ و نشر آثار امام(ره) و بخشی از منتسبان به حضرت امام(ره) نیست(که آن مجالی دیگر می­طلبد)، بلکه دغدغه و مسئله­ای که بر قلب ما سنگینی می­کند، قبح­زدایی از حیاتی­ترین رکن اسلام و تفکر شیعه در 1400 سال گذشته است که درست در مقابل چشمان ما و ذیل رنگ منتسب به ائمه­ی معصوم(ع) صورت می­گیرد؛ مسئله­ی ما عینیت یافتن نفاق است. اگر نشستیم و دیدیم که باز هم حکمبت ناروای اشعری­مسلکی در کار است و امام حاضر بر مثابه­ی امام حسن(ع)، به سمت قعود در ساباط پیش رفت و عده­ای جام زهر تعارف کردند، آیا در عقبا، پاسخی برای این سهل­انگاری خواهیم داشت؟ مگر نمی­دانیم که فَضَّلَ ا...ُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا !؟

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف، تاکید می­نماید که دیگر راه و چاه برای آنان که اهل تصمیم­ هستند، روشن است و نیز دیگر بهانه­ای از طرف کسانی که پست و مقامشان را از امام(ره) و خط امام(ره) دارند، پذیرفته نیست. وقت آن رسیده است که آنان که ادعای خط امام(ره) را دارند، موضع خود را با خنجر به دستان پنهان شده در هر کسوتی، روشن نمایند.

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب *** گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز

گر چه نیکان همگی بار سفر بر بستند   *** شیرمردی چو علی خامنه­ای هست هنوز

گر امام شهدا نیست کنون در برمان              *** خلف صالح و مظلوم، علی خامنه­ای هست هنوز 

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 4:46  توسط مریم و علیرضا | 

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف پیرامون قطعنامه­ی 27 نوامبر هیأت حکام آژانس بین­المللی انرژی اتمی در مورد برنامه­ی هسته­ای صلح­آمیز کشورمان:

یک بار دیگر لباس­های ظاهرفریب پوشانده شده بر قامت نارعنای آژانس بین­المللی انرژی اتمی فروافتاد و همه­ جهان و جهانیان، این ملعبه­ دستگاه سیاست خارجی شیطان را، لخت و عریان و آن چنانی که حقیقت دارد، نظاره کردند تا به طور شفاف، نسبت این سازمان به اصطلاح بین­المللی، به عنوان یکی از ابواب جمعی لشکر سیاست خارجی ایالات متحده، انگلیس و اسرائیل، با شکل نوین استعمار و جهان­خواری مشخص و اثبات شود.

قطعنامه­ی اخیر هیئت حکام آژانس بین­المللی انرژی اتمی پیرامون برنامه­ی هسته­ای کشورمان، یکی از همان نقطه­های کلیدی برملاکننده­ تناقضات پایه­ای غرب بود که به طور دقیق نشان داد، این همه اردوکشی و گردن­کشی­های نظامی کشورهای محوری حوزه­ی استکبار، نه تنها از سر دلسوزی برای بشریت نیست، که صرفاً و صرفاً برای به قلاده کشیدن ملت­ها و انسان­های آزاده و آزادی­خواه جهان است. ماهیت، غایت و فلسفه­ وجودی آژانس بین­المللی انرژی اتمی و حکّامش و نیز سایر سازمان­های ظاهراً بین­المللی را به خوبی می­شود از سفیدی میان خطوط این قطعنامه دریافت: « انحصاری کردن علم و تکنولوژی استراتژیک و به استعمار کشیدن اکثریت انسان­ها و ملت­های مستضعف عالم برای خوشگذرانی و خرسندخاطری یک اقلیت تمایزطلب مستکبر».

مهمترین خصوصیت این اندک­جماعت رو به انتها این است که گمان می­کنند با چماق کردن چند قطعنامه و تحریم و قیل و قال پوچ رسانه­ای می­توانند هویج مسموم خود را به خورد امت ره­یافته­ ایران اسلامی داده و مرکز جبهه­ مقاومت مقدس از آزادی و مقام خلیفه­اللهی انسان را، از پای در آورند اما الحَمدُ لله جَعَلَ اَعدائَنا مِنَ الحُمَقا. یخ هیمنه­ سست تمدن آمریکایی، قطعنامه­قطعنامه، آب خواهد شد و آنچه می­ماند، در یک سو، خواری و ناتوانی آنانی است که کدخدایی آمریکا بر دهکده­ جهانی را رؤیاپردازی کرده و آرزوی محالش را دارند و در سوی دیگر، عظمت و عزت مردمان آزاده­ای است که خوی ایستادگی، سربلندشان کرده است.

قطعنامه­ی تبلیغاتی 27 نوامبر 2009 هیأت حکام، کفی بر روی دریای زلال خواست­های حقیقی و حقانی ملت ایران بود. اعتماد مردم ایران به این نوع سازمان­ها از بین رفته است و آن حکام مفلوک باید بدانند که دیگر از این به بعد، باید در پازل این ملت باهوش و قدرتمند بازی کنند و آن چیزی جز منطق حضرت روح­الله(ره) نیست. با نگاهی به امضاء کنندگان این کاغذپاره مجعول و سیاسی جریان تحت نفوذ امپریالیسم جهانی، نام هر 6 کشور مذاکره کننده در گروه کذایی 1+5 ، در این لیست دیده می­شود؛ و حال، دیگر بهانه­ای برای حفظ عزت و اقتدار و سربلندی کشور عزیزمان در زیر یوق این میز ذلت بار و عضویت در آن آژانس صهیونیستی، وجود ندارد. باید یاد آن مثل عبرت آموز فارسی افتاد که ” جلوی ضرر را هر وقت که بگیری، فایده است“. زین پس با عضویت در NPT ، دیگر زمان به سود ملت ایران نیست و فقط راه قانونی فشار بر سلب حق مسلم هسته­ای جمهوری اسلامی ایران، برای گرگ­های تشنه به خون بشریت باز است. شمارش معکوس برای دولتمردانی که تابلوی خط امام(ره) و رهبری را بدست گرفته­اند، جهت خروج از پیمان با پیمان شکنان، از همان آغاز مسئولیتشان، شروع شده بود و امروز دیگر این فرصت به پایان رسیده است.

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف، به عنوان عضو کوچکی از جامعه دانشگاهی ایران، یک دقیقه عضویت در پیمان NPT و یک ثانیه مذاکره با گروه 1+5 خائن، از سوی مسئولان امر را، برگشت به دوره استعماری گذشته دانسته و هشدار می­نماید اگر در این زمینه، از سوی دستگاه­های مسئول، کوتاهی صورت بپذیرد، ضمن اینکه باید در پیشگاه خداوند پاسخگو باشند، برای همیشه در کتاب قطور تاریخ این کشور متمدن به ننگی از آنان یاد خواهد شد.

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 20:2  توسط مریم و علیرضا | 

بیانیه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتی شريف در خصوص اغتشاش در آغاز سال تحصیلی دانشگاه:

تفكرات باطل هر روز به نامي و به رنگي، لباس حق مي‌پوشند و در وراي نفاق، سبب بر هم زدن آرامش جامعه مي‌شوند و چه جاي تعجب است ‌كه تاريخ در اين رابطه، دوباره تكرار شود كه رسم تاريخ همين است. يك روز سرخ ماركسيستي، روز ديگر سفيد تسليم و سازش و امروز سبز قانون‌گريزي و آشوب!
كساني كه با مظلوم‌نمايي، قصد دارند با برهم زدن جو آرام دانشگاه، اهل دانش را از فراگيري علم باز دارند و با دادن آدرس اشتباه، سير حركت مبارزه با مفاسد كلان درون حكومت را مخدوش نمايند، امروز ذيل شعار "الله‌اكبر" و "يا حسين"، قرآن سر نيزه كرده‌اند و عجيب نيست كه با بي‌اعتنايي به رأي اكثريت مردم، خود را خونخواه آنان معرفي مي‌كنند و در واقع با اين مشي، براي زنده ماندن و ادامه حيات خود، خون مي‌گيرند. نفاق زماني عينيت پيدا مي‌كند كه يك فعل را عَلَم كنيم و به آن عمل نكنيم و امروز مي‌بينيم كه اين جريان مطرود مردم، حتي گردن‌گذار قواعد و بديهيات بازي دموكراسي نيز نمي‌باشد.
بديهي است كه ناراحتي‌ها و ناامني‌هاي دانشگاه و جامعه، مقصري ندارد جز اين اقليت به زعم خودشان بي‌شمار و ليدرهاي مفلوكشان در خارج از دانشگاه، چرا كه با ايجاد فضاي آلوده به تهمت و هياهو و دروغ و آشوب، نظم و امنيت اجتماعي را مخدوش و معيوب كرده و وحدت كلمه ملي را به تفرقه دشمن‌دوستانه تبديل مي‌كنند. دانشجويانِ شريف براي ورود به اين دانشگاه، بسيار تلاش كرده‌اند و براي هرز دادنِ عمر و به تعطيلي كشاندن دانشگاهشان به اينجا نيامده‌اند و اگر كساني بخواهند در راستاي منافع اجانب اقدام كنند، همان سيلي محكمي را به آنها مي‌زنند كه مردم ايران در روز قدس، به همين اقليت كم‌شمار زدند.
دنباله شبه‌دانشجويي دار و دسته شعبان بي‌مخ و كوكتل‌مولوتف به‌دستان وقايع پس از انتخابات، با چه رويي هجوم به دانشگاه شريف و شكستن نرده‌هاي دانشگاه و ضرب و شتم دانشجويان و به آتش كشيدن شهر و مسجد و اتومبيل و موتورسيكلت‌ها و سطل‌هاي زباله و تخريب بانك و اتوبوس و رقم زدن مرگ تأسف‌بار 37 نفر از مردم را مدني‌ترين شكل اعتراض مي‌دانند؟ يا معناي مدنيت را نمي‌دانند يا همان برداشتي را از اين مفهوم دارند كه دولت آمريكا و انگليس و اسرائيل از اين مفهوم دارند و به نام تمدن مدرن در طي 80 سال و در طول سه جنگ جهاني، 175 ميليون كشته روي دست بشريت گذاشتند و هنوز هم دست برنداشته‌اند.
نظرسنجي‌هاي معتبر قبل و بعد از انتخابات، نتايج آنرا تأييد كردند و هنوز هم، مدركي دال بر تقلب و مستدل بر انتخابات مهندسي‌شده ارايه نكرده‌اند و اصلاً مدركي ندارند كه ارايه كنند، اما چرا اين همه جان را گرفتند و دست بر نمي‌دارند. سؤال اينجاست كه به چه حقي رفتار غير مسئولانه خود را فعاليت دانشجويي مي‌نامند و با اينكار بزرگترين توهين را به جامعه دانشگاهي ابراز مي‌كنند؟ مگر نه اين كه آنچه دانشجو را به آرمانگراترين قشر جامعه تبديل مي‌كند، همان ضديت با ظلم و استكبار، مقابله با فساد و اشرافي‌گري و مبارزه با كساني است كه عدالت را برنمي‌تابند. معناي جنبش دانشجويي با اين ويژگي‌ها در هم تنيده است، پس چرا اين به اصطلاح فعالين دانشجويي (!) خوراك دستگاه رسانه‌اي امپرياليسمي را فراهم مي‌كنند كه دستانشان تا كتف هنوز از خون مردمان اين كشور رنگين است؟ تاريخ به ياد نمي‌آورد دوره‌اي را كه جنبش دانشجويي و آن هم در ساحت اسلامي آن، پياده‌نظام و تابع منويات امپرياليسم شده باشد و امروز، اين اقليت كم‌شمار، تابلوي جنبش دانشجويي را در خدمت نيش مار امپراطوري زر و زور و تزوير جهاني قرار داده‌اند. چرا آنها مورد حمايت فاسدترين رژيم‌ها قرار مي‌گيرند و در خط مقدم دفاع از دزدان خونخوار و استعمارگران جهان گام برمي‌دارند؟ آيا اينها منويات صريح خميني كبيـر است؟
كساني در سير حركت تاريخ به فراموشي سپرده مي‌شوند كه ارزش‌هاي حقيقي انسانيت را رها كنند و ابزار و آلت دست محافظه‌كاران زرپرست و دستمال جيبي رندان پرده‌نشين عرصه قدرت‌طلبي و شخص‌پرستي شوند و امروز، محافظه‌كاري از وضع موجود جهاني در كلام و عمل اين جريان موج مي‌زند.
خانواده دانشگاهي صنعتي شريف، از هر قشر و طيفي كه هستيد!
شأن دانشگاه‌مان و منزلت دانشجويان و اساتيد و كارمندان اين دانشگاه، بالاتر از جنجال و آشوب است. بياييد همه با هم پرچم آرمان‌گرايي و عدالت‌طلبي را بلند كنيم و از راه اقليتي دانشجونما و نفاق‌پيشه برائت جوييم. بيائيد با حفظ وحدت و با آگاهي و بصيرت، قدم‌هاي بلند، مطمئن و درست برداريم، چرا كه جبهه عدالتخواهي با وجود افسران و فرماندهاني چون شما، شكست ناپذير خواهد بود.

                                                              انجمن اسلامی داشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 1:13  توسط مریم و علیرضا | 

حوادث قبل و بعد از انتخابات نشان داد که دوست داران و پایبندان به خط امام(ره) و انقلاب اسلامی در انتخاب خود اشتباه نکردند و از میان 4 کاندیدای مطرح، کسی را انتخاب کردند که علاوه بر عمل، حافظ خط اصیل انقلاب است. درک این موضوع نیاز به هوش بالا و سرشاری ندارد و کافیست نگاهی از منظر یک ایرانی مسلمان و انقلابی و وطن دوست به حوادث این چند ماهه انداخته و هدف خود را حقیقت یابی – و نه چیز دیگری – قرار دهد. موضع گیری این چند ماهه شخصیت­ها و نخبگان سیاسی چهره واقعی آنان را به مردم معرفی کرد. برای اینکه بخواهیم مستند نوشته باشیم، نظرتان را فقط به این موضوع جلب مینماییم که برای شناخت نیت و زمینی که افراد در آن بازی می­کنند، لازم است ببینیم چه گروه­ها و شخصیت­ها و کشورها، آن هم با چه رویکردی از افراد حمایت می­کنند. آیا این کمترین دلیل برای شناخت ماهیت یک تفکر نیست؟ به قول معروف خروجی یک جریان، بازگو کننده تمام ماهیت فرآیندیست که در داخل سیستم اتفاق می­افتد. حال قدری بیشتر به مواضع این 4 نفری که ادعا می­کردند توانایی مدیریت اجرایی این مملکت بزرگ و پهناور را دارند، می­پردازیم.

محمود احمدی نژاد: مواضع وی تقریبا بیشتر به مواضعی بود که حضرت امام(ره) می­گرفتند که تعدادی از آنها عبارت­اند از:

حمله گفتمانی به فلسفه وجودی اسرائیل از طریق سوال در مورد هولوکاست و کنفرابس ضد نژادپرستی ژنو سوئیس،

ایستادگی در برابر زیاده خواهی­های رژیم­های استکباری از جمله آمریکا و انگلیس در قضیه هسته­ای،

اولویت دادن به دهک­های پایین جامعه در بخش اقتصادی مثل تخصیص و توزیع سهام عدالت و افزایش حقوق مستمری بگیران کمیته امداد امام(ره) و بهزیستی وسایر نهادهای حمایتی،

ارزش و اهمیت دادن به توسعه علمی با ایجاد معاونت علمی و فناوری و ...

حامیان وی همانطور که در توزیع منطقه­ای آرای صندوق­ها مشخص شد، در بین قشر ضعیف روستایی و شهرها و استان­های محروم و جمع­ها و گروه­ها و هیئات مذهبی پررنگ تر بود. و همه باندهای فساد اقتصادی و سیاسی و قدرت طلب، "رقیب قسم خورده" (اظهارات محمد علی ابطحی در دادگاه) وی بودند و در خارج از کشور هم همه کشورهای استعمارگر و مستکبر و گروه­های تروریستی و عناصر ضد انقلاب فراری دشمن قسم خورده وی و گفتمانش بودند.

محسن رضایی: مواضع وی چنان نامشخص بود، که حتی خودش هم نمی داند که چرا آمد؟  چرا دیر آمد؟ چرا به نتیجه انتخابات اعتراض کرد؟ چرا شکایتش را پس گرفت؟ چرا دوباره اعتراض کرد؟ چرا دوباره ساکت شد و هیچ نگفت؟ و چرا در زمینی راه رفت که تقریبا نزدیک بود راه رفتن از یادش برود؟

مهدی کروبی: مواضع وی شبیه کسانیست که همه داشته اش را دزدانی به غارت برده اند – از سادگی خودش – و از دست خودش به همان دزدها شکایت کرده است. منظور کاملا روشن است: آلزایمر کهولت سن. فقط یک مورد اشاره کنیم که ادعای دروغین وی در مورد تجاوز به بازداشت شدگان در بازداشتگاه کهریزک، نزدیک یک ماه است که خوراک تبلیغات رسانه های بیگانه بر ضد جمهمری اسلامی ایران شده است. اینجاست که درک مفهوم دعای عاقبت بخیر شدن اهمیت پیدا میکند!!! خداوندا! همه ما را عاقبت بخیر بفرما.

میرحسین موسوی: مواضع وی تا چند ماه قبل از انتخابات، شعارهایی بود که از دوران جنگ به یاد داشت و یا حداقل مواضع دیگری را نمیگرفت و به اصطلاح در روزه سیاسی بود. اما با شروع جدی رقابت­های انتخاباتی و گرد آمدن عناصر معلوم الحالی مثل سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت در اطراف وی، کم­کم شکل مواضع وی هم تغییر کرد تا جایی که پا بر روی همه باورهایی گذاشت که خود وی 2، 3 ماه قبل تر(در دانشگاه تهران) اعلام کرده بود.

موسوی در بیانیه های پی در پی بعد از انتخابات، خود را عاشق جمهوری اسلامی و مقید به قانون اساسی دانسته و از ابتدا هم شعار پیرو خط امام(ره) داد. این در حالیست که راهکارها و رهنمود هایی که وی در بیانیه هایش برای بر قراری آرامش – آرامشی که خودش آن را سلب کرده – ارائه میکند، دقیقا همان یاوه هاییست که رادیو آمریکا، رادیو اسرائیل، دویچه وله آلمان و گروهک تروریستی منافقین و انجمن پادشاهی ایران و رضا پهلوی و عناصر ضد انقلاب فراری، 24 ساعته در رادیوها و سایتها و شبکه های ماهواره ای میگویند. حال شما قضاوت کنید؛ میشود این همه دشمنان امام(ره) و جمهوری اسلامی از مواضع و رفتار سیاسی و بیانیه های کسی حمایت کنند و آن شخص که میرحسین موسوی باشد، ادعای پایبندی به قانون اساسی و دوست داری جمهوری اسلامی و پیرو خط امام(ره) دانست؟ یک انسان چگونه باید دچار این پارادایم شده باشد و خود خبر نداشته باشد؟

در قانون اساسی قید شده که شورای نگهبان وظیفه نظارت بر انتخابات را دارد و هر شکایتی در مورد انتخابات توسط این مرجع رسیدگی میشود؛ آیا آقای موسوی این بند را که موقع ثبت نام در کاندیداتوری انتخابات هم آن را امضاء کرده بود، رعایت کرد؟ یا با کشاندن مردم به کف خیابان ها به بهانه واهی تقلب، زمینه را برای یک سری آشوب طلبان و دشمن مردم فراهم آورد که خون عده ای بیگناه را بریزند و هرج و مرج کشور را فرا بگیرد و به وجهه بین المللی ایران اسلامی عزیز خدشه دار شود؟

در قانون اساسی و فرموده حضرت امام(ره) نقش و جایگاه ولایت مطلقه فقیه کاملا بر همه روشن است؛ "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد"، آیا آقای موسوی که خود را نخست وزیر امام(ره) مینامد و شعار پیرو خط امام(ره) وی گوش فلک را پر کرده، این بند اساسی از قانون اساسی و فرموده حضرت امام(ره) را رعایت کرد؟ یا مستقیم در مقابل ولایت فقیه ایستاد و قانون شکنی کرد؟

چگونه میشود اکثر اعضای ستاد آقای موسوی با سفارت انگلیس و لندن مرتبط باشند و هم پیمان قسم خورده اش، آقای خاتمی با جرج سوروس صهیونیست در ارتباط باشد و با این یهودی سرمایه دار که کاری جز سرمایه گذاری برای براندازی نظام های مخالف اسرائیل و آمریکا ندارد، جلسه مشترک برگزار نماید، و آنوقت آقای موسوی ادعای دفاع از جمهوری اسلامی داشته باشد؟

به نظر نگارنده، همه این نوع کجروی ها و بیراهه رفتن ها از بی تقواییست. اگر واقعا کسی مبانی اسلام ناب را قبول داشته باشد و در مورد آن به یقین برسد، آنوقت همان میشود که پیامبر اکرم(ص) فرمود که دنیا زندان مومن و آخرت بهشت اوست. و به همان میرسد که امام علی(ع) فرمود که همه فرمانروایی عالم نزد من از آب بینی بز یا بند کفش وصله زده بی ارزش تر است. این است فلسفه سیاسی اسلام ناب محمدی(ص) که مورد تاکید حضرت امام(ره) بود. یعنی قدرت و حکومت هدف نیست و وسیله است تا جامعه را به سوی تعالی و کمال سوق دهد.

البته تاریخ همیشه تکرار میشود و اگر کسی هوشیار باشد میتواند حال و آینده را با گذشته تطبیق دهد و از درسهایی که در دل تاریخ نهفته است، بهره ببرد. از این نوع افراد در زمان صدر اسلام هم داشتیم که برای رسیدن به قدرت هیچ حد و مرزی را نمیشناسند و از ارزشها و فضیلتهای انسانی نردبانهایی سست پایه درست میکنند تا به خیال خام خودشان به بلندی دست پیدا کنند، غافل از این که:

                         نردبان این جهان، ما و منیست       عاقبت این نردبان افتادنیست

                         لاجرم آنکس که بالاتر نشست        اسخوانش سخت تر خواهد شکست

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 11:24  توسط مریم و علیرضا | 

دیروز شاهد آن بودیم که آقای احمدی نژاد اعلام کرد که دو نفر از وزیران پیشنهادی به کابینه دهم، خانم هستند و حداقل یک نفر دیگر هم به این جمع اضافه خواهد شد. جای بسی شکر دارد که بعد از ۳۰ سال از عمر انقلاب، بلاخره یکی پیدا شد بگوید که: بابا! زنان مسلمان و غیرتمند ایرانی هم میتوانند با حفظ ارزشهای اسلامی در خود، پا به پای مردان در همه عرصه های کشور فعالیت کنند و این موضوع هیچ منافاتی با مبانی اسلام ندارد. این ابتکار عمل از دکتر احمدی نژاد قابل ستایش است اما یک نکته ظریف در این میان است که نباید از آن غافل شد و آن اینکه دلایل انتخاب وزیران زن کابینه دهم را به تفصیل به مردم عزیز توضیح دهند که مبادا این شبهه بوجود آید که حتما چون ایشان قصد باز کردن پای بانوان به کابینه را داشته، مجبور شده اند که دو یا سه خانم را انتخاب کنند و به مجلس محترم معرفی کنند. چون در غیر این صورت اصل شایسته سالاری در انتخاب مسئولان کشور، در مورد بانوان عزیز زیر سوال میرود که این بی انصافی در حق بانوان بوده که شایستگیشان مد نظر نبوده است.

نکته دیگری که این تصمیم رئیس جمهور دارد این است که جریانات و گروههایی که سعی در القای این موضوع داشتند که در دولت اسلامی جایی برای زنان در نظر گرفته نشده، پوچی ادعای خود را در بین مردم آشکارا می بینند و به همین خاطر هم هست که برای آسیب زدن به اندیشه و تفکر اسلام سیاسی، هر روز دست به اقدام جدیدی می زنند تا بلکه بتوانند شکافی بین حاکمیت و مردم بیاندازند که ملت هوشیار همیشه این توطئه ها را دیده و با اعتقاد و التزام به دستورات اسلام ناب، آنها را خنثی کرده است.

این طیف که با سوء استفاده از حماسه ۲ خرداد، توانست خود را به بدنه حاکمیت جمهوری اسلامی بچسباند، در طول ۸ سالی که مدیریت اجرایی و ۴ سالی که مدیریت قانونگذاری را در کشور بر عهده داشت، به غیر از اینکه اقدام به ترویج فرهنگ بی بند و بار غرب در بین نسل جوان بانوان کند، کار خاص دیگری نکرد. آزادی از قید ارزشهایی که اسلام عزیز برای زن برشمرده و تبدیل آن به یک کالای قابل خرید و فروش، آنچنان که در یکی دو سده اخیر در غرب اتفاق افتاده، غایت هدفی بود که در زیر لوای شعارهایی مثل "حقوق زنان"، "رفع خشونت علیه زنان"، "لزوم اشتغال زنان" و ... در طول مدت مسئولیت این جریان در کشور بود اگرچه که هیچ زمانی جرات نکردند این را به صورت آشکار بیان کنند. و اگر هم گاهی به زن به عنوان مدیر یا مسئول نگریستند، نه به خاطر شایستگیش بوده (مثل خانم ابتکار)، بلکه به دلیل مواضع حزبی آن زن به نفع این جریان بوده وگرنه خانم ابتکار را چه به محیط زیست؟ و جالب اینجاست که به مدیرانی که به حزب یا گروه خاصی تعلق خاطر ندارند، ایراد گرفته می شود آن هم به این بهانه که طرف کارشناس و نخبه نیست!!! و معلوم می شود که از نظر این حضرات، کارشناس و نخبه بودن حتما به این معناست که در وزارتخانه یا سازمان تحت امر باید شرکت تعاونی "پست و مقام" برای هم حزبی ها باز کنی! و کاری نداشته باشی که در فلان شهرستان و فلان روستا مردم دسترسی به آب آشامیدنی ندارند و یا در ترمینال ها و لب خیابان ها کسانی با شکم گرسنه سر بر روی کارتن می گذارند!

خداوندا! از تو می خواهیم به همه مسئولانی که با رای این ملت فداکار به پست و مقامی رسیدند(چه زن چه مرد)، توفیق خدمتگذاری خالصانه و صادقانه به سرورانشان که همان مردم عزیز ایران زمین است، اعطا فرمایی...

دریاب کنون که نعمتت هست به دست   ***   کین نعمت و ملک میرود دست به دست

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 0:48  توسط مریم و علیرضا | 

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد!
شما در گفتگوی تلوزیونی ۱۶/۰۴/۸۸ فرمودید افرادی از هیات دولت را خوب کار نکرده و یا خوب کار کرده ولی توان لازم برای دولت دهم را ندارد، کنار خواهید گذاشت حال سوال ما این است: آیا شما واقعا از عملکرد آقای مشایی راضی هستید؟ جناب مشایی در طول دولت نهم بزرگترین هزینه ها را به نظام و رهبری تحمیل کرد. اول آنکه اظهارات کوته بینانه وی در مصاحبه خبری در مورد ملت اسرائیل! و عدم عذر خواهی از مردم عزیزمان موجب شد که مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران از خودشان هزینه کنند و قضیه را فیصله بدهند و این آرزو به دل ما ماند که شما هم حداقل یک بار با وی برخورد کنید. بار دوم در جریان مراسم حمل قرآن کریم در یک سمینار بین المللی بود همه شعاعر اسلامی به سخره گرفته شد و شما باز هم به اعتراضات مردم و مراجع اعتنا نکرده و وی را برکنار نکردید.

اما این پایان کار نبود و در جریان  افتضاح  پیوستن  سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باز هم مقام معظم رهبری از خودشان هزینه کردند و قضیه ختم به خیر شد. با این حال، چطور میشود عملکرد یک چنین کسی را مثبت ارزیابی کرد! آقای احمدی نژاد قدری به خود آیید؛ شما ادعا میکنید در مدیریت کشور از نظرات نخبگان و خودشان استفاده می کنید، در  حالی که نظر مشایی را به نظر همه آحاد جامعه (از علما گرفته تا مردم کوچه و بازار) ترجیح میدهید.


آقای دکتر احمدی نژاد!
در گفتمانی که شما دنبال میکنید امثال مشایی و کردان و رحیمی جایی ندارند. اینها آفت گفتمان امام(ره) و انقلاب هستند چرا که علاوه بر دلایل ذکر شده، شائبه تاثیر نسبت خانوادگی شما و آقای مشایی بر روند شایسته سالاری در کشور لطمات جبران ناپذیری میزند.

آقای دکتر!
در حالی که در شرایط حاضر در کشورمان ، مسئولین رده بالا باید سعی در آرامش و امنیت خاطر بخشیدن به جامعه و کشور باشند، مطرح کردن دوباره آقای مشایی آن هم به سمت معاون اولی ریاست جمهور! موجی از اعتراضات مردم و نخبگان سیاسی طرفدار و رقیب شما را در بر خواهد داشت و اگر در این تصمیم تجدید نظر نکنید، در واقع جلوی دهان طرفداران گفتمان امام(ره) و انقلاب را بر روی منتقدین و مخالفن کینه توز آن خواهید بست. بعبارت دیگر توپ را در زمین خود می اندازید که با گفتمان امام(ره) در تضاد است.

آقای دکتر احمدی نژاد!

قبول داریم که شما بسیار زیاد به آقای مشایی علاقه و عاطفه دارید و به قول خودتان از ۱۶ سالگی با وی دوست هستید، اما این دلیل نمیشود که جایگاهی حقوقی مثل معاون اولی ریاست جمهور! را به وی بدهید که سابقه بی مسئولیتی وی بر همگان آشکار است. اگر واقعا اینقدر به وی حب دارید، لااقل جزء مشاوران قرار میدادید، آیا برای خدمت حتما باید جایگاه حقوقی داشت؟

توده عظیم دلسوزان نظام و انقلاب از این انتخاب شما ناراحت هستند و حق هم دارند و برای هیچ کس روشن نیست که جناب مشایی چه ویژگی خاصی دارند که تا اینقدر برای شما با اهمیت است؟ شما باید در این ایام تهمت ها و اتهام هایی را که در طول انتخابات از سوی رقبای بی انصافتان به شما زده شده، از اذهان عمومی پاک کنید؛ نه اینکه با سپردن سمت جانشینی خودتان به شخص پر هزینه ای مانند مشایی، موجب تقویت این شایعات شوید.

آقای دکتر احمدی نژاد!

بپذیرید یا نپذیرید، این سمت برای مشایی حکم اسلحه دست بچه دادن است. از شما به عنوان رئیس جمهور ولایی و مردمی، انتظار میرود تا این بچه شیطنت نکرده و دست به ماشه نبرده و برای نظام اسلامی خسارت به بار نیاورده و موجب خشنودی دشمنان این مردم فهیم و نظام اسلامی نشده، اسلحه را از دستش بگیرید و کار را به یکی کار بلد بسپارید.

                                                                                   و من الله التوفیق

+ نوشته شده در  جمعه 26 تیر1388ساعت 3:36  توسط مریم و علیرضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خداوندا!
از تو میخواهیم که حق را در جوهره کلاممان قرار دهی.
معبودا!
برای تو می نگاریم چرا که می اندیشیم که می توانیم با فریادهای قلممان سخن حقی را به گوش های فارغ از درد برسانیم که طالبان حق خود گوش شنوایی دارند.
از تو میخواهیم هرگاه از سخن حق باز ماندیم و حقی در میان کلاممان نبود ما را از کوره راههای رفته بازگردانی و به صراط مستقیم خویش رهنمون سازی.
آمین یا رب العالمین

نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
پیوندها
مقام معظم رهبری (حفظه الله)
دکتر محمود احمدی نژاد
کامران نجف زاده
سیدمرتضی آوینی
سفید مثل شب (الهام ربیعی)
دو کلمه حرف حساب
خبرنامه دانشجویان ایران
پس از طوفان
ما کجاییم
نوشته های بی صدا
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
لطفا اینجا چرت نزنید
پیام فضلی نژاد
ادواردو
عفاف
انجمن اسلامی یزد
آشفته بازار
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل
جوجه تیغی
غروب قابیل
روشنفکر مستقل
اسرافیل
تسنیم
آیین مهربانی (زهرا عسگرزاده)
نادر طالب زاده
علیرضا غزوه
ارغوانی ها
تا بینهایت
کوچه باریکه
لطفا در این مکان توقف کنید
اعترافات یک مجرم
کرامات شهدا
خبرهای داغ داغ داغ! نسوزی!
گشت نامحسوس میان اصلاح طلبان
برای هیچ کس
فریاد عدالت
زمبور
فرزند آدم
موج مرده
حاجی بازاری
تریبون آزاد
پاتوق بچه مثبتها
حسن رحیم پور ازغدی
عباس سلیمی نمین
هرمنوتیک
یادداشت های یک نسل سومی
مطالبه
راوی عشق
قلم رنجه
نامحرمانه
كتوني
محراب انديشه
طوفان
پاییز انتظار (زهرا خلیل زاده)
صدای عدالت (مقداد رحیمی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM