...آسمونی تا بینهایت

1 - قصد ندارم قضاوت غیرمنصفانه‌ای کنم اما برای اثبات مقایسه غلط رئیس جمهور روحانی در زنجان که تلویحا موسوی و کروبی را به جناب حُر تشبیه کرد، لازم شد چند نکته را در این مورد در اینجا یادآوری کنم.

2 - موسوی و کروبی دارای سوابق زیادی در انقلاب هستند که حداقل هر کدامشان در این نظام جمهوری اسلامی ایران دو دوره بر ریاست عالی‌ترین مناسب حاکمیتی یعنی دولت و مجلس جلوس کرده‌اند. هر دوی آنها در انتخابات سال 88 شکست خوردند و با طرح اتهام تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، حاضر به پذیرش نتیجه نشدند و آن شد که در فتنه 88 دیدیم که با گستاخی به عاشورای حسینی و خشم خروشان ملت در 9 دی پایان یافت اما این دو نفر تاکنون حاضر به تؤبه و قبول اشتباه خود و مسئولیت هتک حرمت نظام و انتخابات باشکوه 85 درصدی و خون‌های ریخته شده و آتش زدن مسجد و... نشده‌اند.

3 - حُر ابن یزید ریاحی از خاندان معروف عراق و از رؤسای قبایل کوفیان بود که عبیدالله ابن زیاد با شناختی که از او داشت، از او درخواست کرد برای مبارزه با حسین ابن علی(ع) آماده شود که او به فرماندهی هزار سوار منصوب و راهی مبارزه شد اما در میدان کربلا، با درک حقانیت راه و قیام امام حسین(ع)، از سپاه عمر ابن سعد جدا شد و نزد امام رفت و تؤبه کرد و در صف یاران پسر پیامبر(ص) قرار گرفت و شجاعانه با سپاهیان یزید جنگید و در نهایت شهید شد.

4 - شمر بن ذی الجوشن در دوران خلافت امام علی(ع) جزو شیعیان و طرفداران وی به شمار می‌رفت و در جنگ صفین با معاویه در سپاه ایشان حضور داشت و در این جنگ مجروح و جانباز شد اما بعداً به خوارج ملحق شد و مقابل علی(ع) ایستاد و در نهایت هم راه و آب را بر پسر پیامبر(ع) بست و در دشت کربلا مقابل امام حسین(ع) و یاران او از جمله جناب «حُر» ایستاد و چند سال بعد در خفت و خواری و ذلت به هلاکت رسید.

5 - حال اگر بنا بر مقایسه موسوی و کروبی با فردی از حاضران در صحنه کربلا باشد، با توجه به آنچه در بالا گفته شد، آن فرد «شمر» است نه «حُر». شمر و موسوی و کروبی، هر سه سابقه انقلابی داشتند اما زمانی که انقلابیون ارتجاع پیدا می‌کنند و اهداف و منافع و مصالح انقلاب را در تعارض و مقابل خواسته‌های شخصی می‌بینند، شمشیر را برای انقلاب تیز می‌کنند و به خیال خود فکر می‌کردند با پاشیدن خاک به روی آقتاب، به مقاصد خود می‌رسند اما در عمل فقط خودشان را کور کردند.

6 - اینکه چرا رئیس جمهور روحانی در هر تریبونی که حاضر می‌شود، سعی در راندن سخنانی اینچنینی در جهت ایجاد شکاف در جامعه (بر خلاف ادعای ریاکانه وحدت بخش) می‌کند، سوالی است که پاسخ آن را قبلا پرویز امینی در گفتگو با فردا داده است:

«دولت (بعد از رفراندم یارانه‌ها) به این نتیجه رسیده که باید قطب‌بندی‌هایی ایجاد شود که پیشاپیش بُرد دولت از نظر اجتماعی قطعی باشد. در صورت شکل گرفتن این قطب بندی‌ها در جامعه، مساله هر فرد، دیگر این نیست که دولت چقدر کارایی دارد؟ یا چه میزان به شعارها عمل می‌کند؟ و چقدر مطالبات را محقق کرده است؟ بلکه ارزیابی از دولت بر مسایلی متمرکز میشود که "کارآمدی" دولت در کانون آن نیست. در این صورت جامعه به دو گروه تقسیم می‌شوند. مثلا به کسانی که طرفدار تعامل دنیا یا طرفدار تقابل با دنیا هستند. یا جامعه تقسیم بندی میشود به کسانی که با آزادی ماهواره و ممنوعیت آن همراهند. یا طرفدار بهشت زوری‌اند یا مخالف بهشت زوری‌اند و یا طرفدار دین دولتی و دولت دینی‌اند و... . این دوقطبی‌ها در یک دو قطبی کلانی جمع بندی میشود که جامعه تقسیم به "اعتدالیون" و "افراطیون" میشود. خب تقسیم بندی جامعه به اعتدالیون و افراطیون معنای محصلی ندارد و به لحاظ محتوایی پوک است و در واقع ترجمه دیگری از تقسیم جامعه به "خوب‌ها" و "بدها" است و معیار این خوبی و بدی هم دوری و نزدیکی به دولت یازدهم است که شعارش مثلا اعتدال بوده است.

 - در واقع این دو قطبی لزوما نیز ما به ازای واقعی ندارد و به نوعی برساخته دولت است؟

بله برای دولت یازدهم واقعی یا غیر واقعی بودن مسئله مهم نیست بلکه دولت تلاش میکند که با این نوع قطب بندی‌ها دالان و کریدور مفهومی ایجاد کند که در همان چارچوب مورد فهم و ارزیابی قرار گیرد. یعنی در این راه حل، در واقع یک نظم گفتمانی می‌سازند که جامعه از طریق این نظم گفتمانی به دولت نظر کند. در این شرایط اصرار دولت بر روی مباحثی مانند دولت دینی و دین دولتی و مانند این ها خواهد بود تا بخش‌هایی از محیط اجتماعی را به لحاظ ایدئولوژیک تحریک کند تا آنها را مثل ائمه جمعه و... وادار به چلنج نماید تا موضوع مورد نظر آنها به اصطلاح از نظر اجتماعی داغ شود تا فضا برای دوقطبی‌های اجتماعی شکل بگیرد».

نوشته شده در جمعه 2 آبان1393ساعت 18:49 توسط مریم و علیرضا|

1 - مجید مجیدی: «چند روز پیش از سوی آقای جواد ظریف وزیر امور خارجه با ما تماسی گرفته و خواسته شد که عده‌ای از هنرمندان که وجهه بین‌المللی دارند در مسیر مذاکرات هسته‌ای و برای احقاق حقوق حقه مردم ایران، دولت را یاری رسانند»

2 - فرض کنید می‌خواهید برای فرزندتان اسباب بازی بخرید و طبیعتا سعی می‌کنید که از فروشنده تخفیف بگیرید. این دو حالت را در نظر بگیرید: الف: یا فرزندتان را با خودتان نیاوردید و یا آوردید و فرزند شما ساکت است و شما در کمال خونسردی (و در حال تمارض به بی میلی به خرید آن وسیله) درخواست تخفیف از فروشنده دارید. ب: شما فرزندتان را با خود آوردید و او گیر سه پیچ داده و گریه می‌کند که این فقط و فقط این اسباب بازی و نه هیچ وسیله دیگری را برایش خریداری کنید. طبیعتا در حالت اول فروشنده بنا به درصد سودی که می‌برد و برای از دست ندادن مشتری، قدری برای شما تخفیف خواهد داد. اما در حالت دوم اگر فروشنده یک ریال هم قصد تخفیف داشته باشد، از آن منصرف و در صورت نامرد بودن، با مشاهده ناچاری شما برای خرید، قیمت را بالاتر هم خواهد گفت.

3 - حکایت مذاکرات هسته‌ای ما هم همین است. هیچ کس با توافق مخالف نیست. همچنان که هیچ کس مخالف منطق توافق خوب و توافق بد نیست. بحث سر این است که آقایانی که اتفاقا مورد اعتماد رهبر انقلاب و مردم هستند، خودشان راه رسیدن به یک توافق خوب را بلد نیستند که اگر بلد بودند زنگ نمی‌زدند به چهره‌های هنری بین‌المللی که «بیایید به اینها (فروشنده) بگویید که ما توافق می‌خواهیم و اینکه هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست».

4 - الان من یک سوال هم دارم و آن اینکه کسانی مثل کیارستمی و فرهادی و بنی اعتماد که بر علیه جامعه و کشورشان فیلم می‌سازند و می‌برند در جشنواره‌های خارجی به خاطر آن جایزه می‌گیرند، چرا و چگونه می‌خواهند از توافقی صحبت و حمایت کنند که منافع ملی و عزت بین‌المللی مردم ایران را حفظ کند؟ آیا بهتر آن نیست هنرمند در قالب هنر فیلم سازی خود و سیاستمدار در قالب دیپلماسی خود حافط منافع ملی باشند؟ اینطوری نه هنر، سیاست زده می‌شود و نه سیاست، خاله زنک بازی!

نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت 14:18 توسط مریم و علیرضا|


استقبال سرد مردم اهواز از اولین سفر استانی دولت یازدهم،

نشانه دیگری از شکنندگی و غیرگفتمانی بودن

آراء رئیس‌جمهور است

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 27 دی1392ساعت 19:17 توسط مریم و علیرضا|


نظر شما در خصوص این گفته رئیس‌جمهور چیست؟

«مردم فکر می‌کنند یارانه مثل

انرژی هسته‌ای حق مسلم‌شان است»

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 20 دی1392ساعت 19:13 توسط مریم و علیرضا|


ربیع با مسیح آمد

اما خوشا آنروز که مسیح با ربیع بیاید...

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 13 دی1392ساعت 19:12 توسط مریم و علیرضا|


در آستانه قیام 9 دی...

نیکی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند!

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 6 دی1392ساعت 19:10 توسط مریم و علیرضا|

وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر میرسید وضع مالي خوبي نداشته باشند. شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال داشتند و لباسهايي کهنه در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زيادي در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر نيز بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟ پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام كرد. پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بليط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟! متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغيير كرد و نگاهي به همسرش انداخت. بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم صحبت در باره برنامه هاي سيرك بودند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت و نميدانست چه بكند و به بچه هايي كه با آن علاقه پشت او ايستاده بودند چه بگويد. ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک چک 50 هزارتومانی بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: متشکرم آقا. مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد. بعد از این که بچه ها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتيم و من در دلم به داشتن چنين پدري افتخار كردم و آن زيباترين سيركي بود كه به عمرم نرفته بودم.

ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم....

نوشته شده در جمعه 6 دی1392ساعت 1:28 توسط مریم و علیرضا|


به نظر شما چرا از نظر دولت،

تحریم‌های جدید ناقض توافق ژنو نیست؟

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 29 آذر1392ساعت 19:8 توسط مریم و علیرضا|


در حاشیه تحریم‌های جدید غرب...

لازم نیست حقوقدان باشی!

سرهنگ هم که باشی، می‌فهمی غرب قابل اعتماد نیست!

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 22 آذر1392ساعت 19:6 توسط مریم و علیرضا|


جناب آقای رئیس‌جمهور!

چرا منولوگ آری؟

چرا دیالوگ نه؟

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 15 آذر1392ساعت 19:4 توسط مریم و علیرضا|


سالروز شهادت دانشمند 20 درصدی؛

شهید دکتر مجید شهریاری گرامی باد...

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 8 آذر1392ساعت 19:1 توسط مریم و علیرضا|


دهان باب الله است

صادرات و واردات آن را کنترل کنید!

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 1 آذر1392ساعت 18:59 توسط مریم و علیرضا|


امروز زینب(س) چیزی جز زیبایی نمی‌بیند

اما امان از دل زینب!

جمعه؛ موسم صلوات


نوشته شده در جمعه 24 آبان1392ساعت 18:56 توسط مریم و علیرضا|


كد قالب جدید قالب های پیچك